{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کسی را می‌خواهم، نمی‌یابمش

کسی را می‌خواهم، نمی‌یابمش
می‌سازمش روی تصویر تو
و تو با یک کلمه فرو می‌ریزی‌اش
تو هم کسی می‌خواهی، نمی‌یابیش
می‌سازی‌اش روی تصویر من
و من نیز با یک کلمه …
اصلا بیا چیز دیگری نسازیم
و تن به زیبایی ابهام بسپاریم
فراموش شویم در آن‌چه هست
روی چمن‌های هم دراز بکشیم
به نیلوفرهامان فرصت پیچش بدهیم
بگذار دست‌هایم در آغوش راز شناور شوند
رویای عشق در همین حوالی مبهم درد است شاید!
دیدگاه ها (۳)

صبحی دیگر رسید و من در انتظار تو چشم میگشایمو دلم لبریز است ...

همیشه هم قافیه بوده اند، “ســ ـ ـیب” و “فریـ ـ ـب”!همانند سی...

برای کنار هم گذاشتن واژه ها٬دست قلمم بیش از آنچه فکر کنی خال...

کـافـی سـت حـرفِ تـو بـاشـدهـیـچ واژه ایروی پـایـش بـنـد نـم...

«مردی بین ما »پارت ۱۵: «اعترافی در سکوت» تهیونگ هنوز مرا در ...

نمیبخشمت p.11

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط