{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

برای کنار هم گذاشتن واژه ها٬

برای کنار هم گذاشتن واژه ها٬
دست قلمم بیش از آنچه فکر کنی خالی است…
و بیش از آنچه فکر کنی احساس می کنم به نوشتن مجبورم !
شاید این هم خاصیت ِ داشتن این صفحه ی مجازی است ؛
میان جاده که می آمدم ، سرم پر از فکر بود
فکرهایی از آن دست که به هر نیمه ای که می رسیدم
احساس می کردم بیش از این رخصت پیش رفتن ندارم
چیزهایی مثل ِِ
آینده
رفتن
ماندن
حالا اما اندیشه ای نیست برای به واژه آوردن..
دیدگاه ها (۱۵)

کسی را می‌خواهم، نمی‌یابمشمی‌سازمش روی تصویر توو تو با یک کل...

صبحی دیگر رسید و من در انتظار تو چشم میگشایمو دلم لبریز است ...

کـافـی سـت حـرفِ تـو بـاشـدهـیـچ واژه ایروی پـایـش بـنـد نـم...

راه کـه می‌روی عقـب می‌مــانـم …نـه بــرای اینکــه نخواهـم ب...

می دانیاز وقتی دلبسته ات شده امهمه جا بوی پرتغال و بهشت می د...

دســت نوشتــه هــای عمــو هیــون قسمــت دوآزدهـم مشکل ما ...

السلام علیک ایها الامام الرئوف #علی ابن موسی #الرضا علیه الس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط