{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو تاکسی بودم هر کی پیاده می شد درو سفت می بست

تو تاکسی بودم هر کی پیاده می شد درو سفت می بست
رانندم هی فوش می داد الاغ بی شعور!
تا پیاده شدم خیلی آروم داشتم درو می بستم دیدم داره برُبر منو نیگا میکنه!
من بهش گفتم :چیه خو الاغ با شعور ندیدی؟؟؟
دیدگاه ها (۷)

به سلامتی ایرانسل که به آدم میفهمونه که:قبول کردن بعضی پیشنه...

چه پر جرات میشود انسان وقتی میفهمدکسی دوستش دارد“دکتر شریعتی...

...

ﺩﻧﯿﺎﯼ ﻣﻦ ﻫﻤﻪ ﺟﺎﯾﺶ ﺑﺎﺭﺍﻧﯽ ﺳﺖﻫﺮ ﭼﻪ ﮐﻤﺘﺮ ﺑﺪﺍﻧﯽ ﮐﻤﺘﺮ ﺧﯿﺲ ﺧﻮﺍﻫﯽ ﺷ...

عاشق یه خلافکار شدم پارت ۱۸تقریبا ۶ ساعت بود که اونجا بودم و...

سرنوشت دروغ پارت ۱

بعد از حرفام بوس کوچیکی روی گونم کرد و رفت بیرون به گریه کرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط