چند روزی است که تنها به تو میاندیشم
چند روزی است که تنها به تو میاندیشم
از خودم غافلم اما به تو میاندیشم
شب که مهتاب درآیینه ی من میرقصد
مینشینم به تماشا به تو میاندیشم
همهی روز به تصویر تو میپردازم
همهی گریه شب را به تو میاندیشم
چیستی؟ خواب و خیالی؟ سفری؟خاطرهای؟
که در این خلوت شبها به تو میاندیشم
لحظهای یاد تو از خاطر من خارج نیست
یا در آغوش منی یا به تو میاندیشم
اگر آینده به یک پنجره تبدیل شود
پشت آن پنجره حتی به تو میاندیشم
تو به حافظ به حقیقت به غزل دلخوش باش
من به افسانه نیما به تو میاندیشم
نه به اندیشهی زیبا ،نه به احساس لطیف
که به تلفیقی از این ها به تو میاندیشم
تو به زیبایی دنیای که میاندیشی؟؟
من که تنها، به تو تنها به تو میاندیشم
زیر وین..برای سایه ات هم جون میدم..
دردت به تنم..
از خودم غافلم اما به تو میاندیشم
شب که مهتاب درآیینه ی من میرقصد
مینشینم به تماشا به تو میاندیشم
همهی روز به تصویر تو میپردازم
همهی گریه شب را به تو میاندیشم
چیستی؟ خواب و خیالی؟ سفری؟خاطرهای؟
که در این خلوت شبها به تو میاندیشم
لحظهای یاد تو از خاطر من خارج نیست
یا در آغوش منی یا به تو میاندیشم
اگر آینده به یک پنجره تبدیل شود
پشت آن پنجره حتی به تو میاندیشم
تو به حافظ به حقیقت به غزل دلخوش باش
من به افسانه نیما به تو میاندیشم
نه به اندیشهی زیبا ،نه به احساس لطیف
که به تلفیقی از این ها به تو میاندیشم
تو به زیبایی دنیای که میاندیشی؟؟
من که تنها، به تو تنها به تو میاندیشم
زیر وین..برای سایه ات هم جون میدم..
دردت به تنم..
- ۴۴۰
- ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط