p
p3
ویو لونا:همین که خواستم شربت رو بخورم دیدم زنگ در خورد
تهیونگ:برو جایی قایم شو ببینم کیه
لونا:باشه
تهیونگ:دید که از لونا خبری نیس در رو باز کرد
جونگکوک:سلام چطوری هیونگ
جیمین:سلام چطوری؟
تهیونگ:اینجا چیکار میکنید؟؟
جونگکوک:حوصلمون سر رفته بد هست بیایم پیش دوستمون؟؟
جیمین:تهیونگ شی میخوای ما رو جلو در نگه داری؟؟؟
تهیونگ:عاا..خب بیاین تو
(جونگکوک و جیمین کنار هم نشستن)
جونگکوک:هیونگ کار بدی کردیا ما رو راه نمیدادی زشته(خنده)
جیمین:اره زشته
(هر دو خندیدن)
چشم جونگکوک خورد به دوتا لیوان که...
۷ لایک
۸ کامنت
ویو لونا:همین که خواستم شربت رو بخورم دیدم زنگ در خورد
تهیونگ:برو جایی قایم شو ببینم کیه
لونا:باشه
تهیونگ:دید که از لونا خبری نیس در رو باز کرد
جونگکوک:سلام چطوری هیونگ
جیمین:سلام چطوری؟
تهیونگ:اینجا چیکار میکنید؟؟
جونگکوک:حوصلمون سر رفته بد هست بیایم پیش دوستمون؟؟
جیمین:تهیونگ شی میخوای ما رو جلو در نگه داری؟؟؟
تهیونگ:عاا..خب بیاین تو
(جونگکوک و جیمین کنار هم نشستن)
جونگکوک:هیونگ کار بدی کردیا ما رو راه نمیدادی زشته(خنده)
جیمین:اره زشته
(هر دو خندیدن)
چشم جونگکوک خورد به دوتا لیوان که...
۷ لایک
۸ کامنت
- ۲.۳k
- ۲۷ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط