{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی مدیر برنامشون بودی

وقتی مدیر برنامشون بودی🌊

لونا:۲۰ساله.مدیر برنامه بی تی اس.مهربون،با استعداد،برونگرا

لونا:امروز باید میرفتم بیگ هیت تا با بی تی اس ی برنامه ظبط کنیم.این برنامه در خارج از کره بود و قرار بود بریم ژاپن.امشب باید آماده میشدم.ساعت۳صبح پرواز بود

کوک:توی خواب ناز بودم که یهو با آلارم گوشیم بیدار شدم.ساعت ۱بود باید۲ فرودگاه بودیم.زود آماده شدم و راهی فرودگاه شدم

لونا:منتظر پسرا بودم که دیدم جونگکوک اومد..جونگ کوککک اینجامم(دست تکون دادن)

کوک:دیدم لونا بهم داره دست تکون میده.ای خدا چقدر سر صبحی این دختر خوشگل شده بود...سلام...چطوری

لونا:مرسی خوبم...تو...پسرارو ندیدی؟

کوک:منم میخواستم از تو بپرسم..نکنه خواب موندن...خوابالوها

جیمین:نخیر آقا جونگ کوک اومدیم

اعضا:پسر کوچولو پشت ما حرف میزدی؟

کوک:ببخشیددد

لونا:پسرا بیایین بریم بنگ شی هیونگ منتظر مائه

(رفتن داخل هواپیما ولی بنگ شی هیونگ به لونا عصبی نگاه میکرد.با پسرا درمورد برنامه حرف زد و لونا رو به کنار کشید.بنگ شی هیونگ&)

&لونا میگی بس نمیفهمم عاشق جونگ کوک شدی؟مگه نگفتم حق نداری حتی باهاشون دست بدی.الان عاشقش شدی؟

لونا:من.....من...دست خودم نیست....ببخشید..

&تا برسیم ژاپن میری دور میشینی و جیکت درنمیاد

لونا:چ..چشم

کوک:(تمامی حرفای بنگشی هیونگ رو شنیدم.مرتیکه بزدل.پس...لونا عاشق من بود؟...الان...مثل ی جوجه تنها نشسته..برم پیشش)لونا؟گرسنه ای

لونا:کوک؟....نه...گرسنم نیس...برو بشین سرپا نمون
دیدگاه ها (۸)

🦋برادر ناتنی شیرین من🦋🌑پارت12کوک:(از وقتی ا.ت خون بالا آورده...

بعد از ظهر پارت جدید رو میزارم

امشب دو پارت از فیک و چند پارتی ها گذاشته میشه.ببخشید دیر می...

و...حقیقت تلخ است :)🖤

وقتی مدیر برنامشون بودی🌊پارت۲کوک:نه...میشینم کنارتلونا:کوک ب...

#از_غمه_چشمانتپارت هشتم8️⃣اخر هفته بود تهیونگ و جونگ کوک رفت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط