بسم الله الرحمن الرحیم
بسم الله الرحمن الرحیم
هنر از منظری دگر :
هنر به معنای انسان نیک و انسان کامل و تمام است. ریشه لغوی سانسکریت آن به همین معنا اشاره دارد.
در زبان اوستایی و پهلوی، واژهٔ هُو به معنای نیک و خوب و واژهٔ نر و نره به معنای مرد و زن است. هُونَر و هونره به معنای مرد نیک و زن نیک است.
و خوب ونیک کسی است که بتواند زیبایی حقیقت وجود را به ظهور رساند.
هرآن کس که قادر است به زیبایی حقیقت وجودش را ظهور بخشد، هنرمند است. به واقع تنها هنر همین است و بقیه ادای هنر است. نسخههای ناواقعی هنر است.
هر آن کس که توانست از کُندهٔ ناتراشیدهٔ وجود انسان، حقیقت وجودیاش را به زیبایی بیرون کشد، هنرمند واقعی است.
از این منظر مسیح(ع) یک هنرمند است.
علی(ع) یک هنرمند است.
اینان می دانند که الماس وجود آدمی را چگونه تراش دهند و قطعه ای زیبا و درخشان بیافرینند.
کمیل در روایتی از ایشان میپرسد؛ مَاالحَقِیقَةُ؟! حقیقت چیست؟!
و علی(ع) پاسخ میدهد : کَشفُ سُبَحاتِ الجَلالِ مِن غَیرِ اشارةٍ - حقیقت، ظهور و انکشاف ذات الهی است بیتعیّن و بی پرده و حجاب یعنی ظهوری واضح که نیاز به هیچ اشارهای ندارد.(منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة - خوئى، ج19، ص247)
این انکشاف وظهوربخشی،هنر است.
و در ادامه می فرماید :مَحوُ المَوهُومِ مَعَ صَحوِ المَعلُومِ - حقیقت، آن است که همهٔ موهومات در ظهور نور حقیقت و تجلّی آن، محو و نابود گردند.(منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة -خوئى، ج19 ،ص 189)
ای دوست، حقیقت وجودیات را به ظهور برسان. یگانه کار سالک در دنیا همین است.
در تک تک ما حقیقتی الهی نهفته است که منتظر ظهور و بارز شدن است.
به عمق وجودت برو. همهٔ منهای جعلی را کنار بزن،این ذهن تاریک اندیش را رها کن، منیّتها رادور بینداز، وحقیقت وجودت را دریاب.
این نور نهان در حجاب تن را بیرون بکش. ظهورش بخش. سلوک معنایی جز این ندارد.
سلوک،هنرمندی است.سالک واصِل، هنرمند است.به واقع یگانه هنرمنداصیل هموست.
هنر از منظری دگر :
هنر به معنای انسان نیک و انسان کامل و تمام است. ریشه لغوی سانسکریت آن به همین معنا اشاره دارد.
در زبان اوستایی و پهلوی، واژهٔ هُو به معنای نیک و خوب و واژهٔ نر و نره به معنای مرد و زن است. هُونَر و هونره به معنای مرد نیک و زن نیک است.
و خوب ونیک کسی است که بتواند زیبایی حقیقت وجود را به ظهور رساند.
هرآن کس که قادر است به زیبایی حقیقت وجودش را ظهور بخشد، هنرمند است. به واقع تنها هنر همین است و بقیه ادای هنر است. نسخههای ناواقعی هنر است.
هر آن کس که توانست از کُندهٔ ناتراشیدهٔ وجود انسان، حقیقت وجودیاش را به زیبایی بیرون کشد، هنرمند واقعی است.
از این منظر مسیح(ع) یک هنرمند است.
علی(ع) یک هنرمند است.
اینان می دانند که الماس وجود آدمی را چگونه تراش دهند و قطعه ای زیبا و درخشان بیافرینند.
کمیل در روایتی از ایشان میپرسد؛ مَاالحَقِیقَةُ؟! حقیقت چیست؟!
و علی(ع) پاسخ میدهد : کَشفُ سُبَحاتِ الجَلالِ مِن غَیرِ اشارةٍ - حقیقت، ظهور و انکشاف ذات الهی است بیتعیّن و بی پرده و حجاب یعنی ظهوری واضح که نیاز به هیچ اشارهای ندارد.(منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة - خوئى، ج19، ص247)
این انکشاف وظهوربخشی،هنر است.
و در ادامه می فرماید :مَحوُ المَوهُومِ مَعَ صَحوِ المَعلُومِ - حقیقت، آن است که همهٔ موهومات در ظهور نور حقیقت و تجلّی آن، محو و نابود گردند.(منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة -خوئى، ج19 ،ص 189)
ای دوست، حقیقت وجودیات را به ظهور برسان. یگانه کار سالک در دنیا همین است.
در تک تک ما حقیقتی الهی نهفته است که منتظر ظهور و بارز شدن است.
به عمق وجودت برو. همهٔ منهای جعلی را کنار بزن،این ذهن تاریک اندیش را رها کن، منیّتها رادور بینداز، وحقیقت وجودت را دریاب.
این نور نهان در حجاب تن را بیرون بکش. ظهورش بخش. سلوک معنایی جز این ندارد.
سلوک،هنرمندی است.سالک واصِل، هنرمند است.به واقع یگانه هنرمنداصیل هموست.
- ۵۳۹
- ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط