{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پسربچه ای از پدربزرگش پرسید.

پسربچه ای از پدربزرگش پرسید.
پدربزرگ مرا بیشتر دوست داری یا مرغت را؟
پدر بزرگ گفت پسرگلم معلومه که تورا بیشتر دوست دارم .



پسر بچه به پدر بزرگش گفت پس چرا هرروز تخم مرغت را میخوری ولی تخم مرا نمیخوری؟

پدربزگ با شنیدن این سخن باگفتن ریدم به قبر پدرت با اون تربیتش به مقصد نامعلومی روانه شد
دیدگاه ها (۳)

برو ای دوست برو!برو ای دختر پالان محبت بر دوش!دیده بر دیده ی...

برو ای دوست برو!برو ای دختر پالان محبت بر دوش!دیده بر دیده ی...

برو ای دوست برو!برو ای دختر پالان محبت بر دوش!دیده بر دیده ی...

Fate is predetermined.

#داستان_آموزنده #تلنگر "اجازه دهیم پدربزرگ دست به دیوار بزند...

سلام صبح بخیر....اول صبحی یاد یه خاطره چیزو کرمونی افتادم گف...

#میم #مذاکره #عراقچی #وفاق #فرقه_وفاق #اسلام_آباد #پاکستان #...

@morteza_dalvand#طنز#خنده#خنده_دار#خنددار#خنده_بازار#شوخی#شا...

سرکار بیرانوند روز اول خدمت سربازیش از فرمانده خیابانی مرخصی...

#طنز_شاد_خنده_دار😜😁 #amd_msn11

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط