بوسه ی اول
بوسه ی اول
مثل همیشه لباسام رو پوشیدم موهام رو بالا بستم و لباس هامو پوشیدم یه شلوار لگ با یه کراپ عطرم رو زدم و رفتم بیرون
ویو جونکوک
دیگه واقا خسته شدم انقد تو شرکت موندم گفتم برم بیرون یکم هوا بخورم که یادم اومد باید پرونده هارو امضا کنم
جونکوک. آجوماااااااااا
آجوما. بله قربان
جونکوک. بیا این پرونده هارو ببر بده به سونکوک
(سونکوک داداش کوک)
آجوما. چشم. رفت.
ویو نویا
بعد از پیاده روی رفتم سمت یه کافه تا یکم استراحت کنم یه قهوه سفارشـ دادم و نشستم و رفتم تو گوشی که یهو....
ویو کوک
رفتم به سمت یه کافه ولی چون سرم تو گوشی بود ندیدم که کجا دارم میشینم
رفتم جلوی یه میز نشستم مه دیدم
یه دهار خیلی خیلی زیبا نشته بود جلوم همون لحظه دلم لرزید.
ویو راوی
کوکی که به همین راحتی ها عاشق نمیشد حالا عاشق شده بود و داشت غش میکرد
ویو نویا
بعد از دیدن اون مرد جزاب داشتم جررررررر میخوردمممم انقد که جنتلمن بود
کوک. اوو لیدی ببخشید
نویا. اممم نه اشکالی نداره اممم....... ا.... ا... ا.... میخواید بیشتر آشنا شیم؟
کوک. بله بیبی
ویو نویا
بهم گف بیبی عررررر
نشستم روبروی دختره ولی دیدن دختره پاشد و اومد سمتم و نشست کنارم
دلم میخواست همونجا ل... باساش رو ب....... کنم و س..... ینه هاشو بخورمممم
ویو نویا بهم گف مه ساعت شیش میاد دنبالم بریم بار
اگه پارت اسمات رو میخوای بیا پی وی🫡😂
مثل همیشه لباسام رو پوشیدم موهام رو بالا بستم و لباس هامو پوشیدم یه شلوار لگ با یه کراپ عطرم رو زدم و رفتم بیرون
ویو جونکوک
دیگه واقا خسته شدم انقد تو شرکت موندم گفتم برم بیرون یکم هوا بخورم که یادم اومد باید پرونده هارو امضا کنم
جونکوک. آجوماااااااااا
آجوما. بله قربان
جونکوک. بیا این پرونده هارو ببر بده به سونکوک
(سونکوک داداش کوک)
آجوما. چشم. رفت.
ویو نویا
بعد از پیاده روی رفتم سمت یه کافه تا یکم استراحت کنم یه قهوه سفارشـ دادم و نشستم و رفتم تو گوشی که یهو....
ویو کوک
رفتم به سمت یه کافه ولی چون سرم تو گوشی بود ندیدم که کجا دارم میشینم
رفتم جلوی یه میز نشستم مه دیدم
یه دهار خیلی خیلی زیبا نشته بود جلوم همون لحظه دلم لرزید.
ویو راوی
کوکی که به همین راحتی ها عاشق نمیشد حالا عاشق شده بود و داشت غش میکرد
ویو نویا
بعد از دیدن اون مرد جزاب داشتم جررررررر میخوردمممم انقد که جنتلمن بود
کوک. اوو لیدی ببخشید
نویا. اممم نه اشکالی نداره اممم....... ا.... ا... ا.... میخواید بیشتر آشنا شیم؟
کوک. بله بیبی
ویو نویا
بهم گف بیبی عررررر
نشستم روبروی دختره ولی دیدن دختره پاشد و اومد سمتم و نشست کنارم
دلم میخواست همونجا ل... باساش رو ب....... کنم و س..... ینه هاشو بخورمممم
ویو نویا بهم گف مه ساعت شیش میاد دنبالم بریم بار
اگه پارت اسمات رو میخوای بیا پی وی🫡😂
- ۱۰.۷k
- ۰۶ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط