{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تنهایی من آن قدر بزرگ شده که

تنهایی من آن قدر بزرگ شده که

دیگر به من احتیاجی ندارد

هر ساعتی که دلش خواست می رود
می آید

پدرسوخته!

حرف که گوش نمی دهد هیچ
تازه سرم داد هم می زند
وقتی کارش دارم
مثل تو میماند!
نمی ماند

رسول ادهمی
دیدگاه ها (۱)

من دیوانه‌ی توام، نه از آن دیوانگی‌های ساده… از آن جنس که هر...

تاکسی اصفهان تاکسی وحدتتریبونی برای روشنگری و مطالبه‌گری مرد...

رها🍂 شب که می شودمی نشینم رو به روی آینه ی دلماز تو می گویما...

🥀 قسمت هفتم آخرین حرف فاطمه...گوشی رو به فاطمه دادن...دس...

وقتی منطق دیوار می‌کشد و عشق پنجره را باز می‌کند...روان‌شناس...

دلبستگیِ امن، فقط یک مفهوم روانشناسی نیست؛احساسیست که بدن آن...

من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم میرود

خدا را گواه می‌گیرم بر تمام آن‌هایی که از من کنده شد و تمام ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط