{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Parts

Parts :1
"برادر خونده"

( +دازای...........=دایکو(پدر دازای)......□منشی کلاب.......○راننده......_چویا......)

وقت شام بود عمارت ساکت ساکت ،بود فقط صدای قاشق چنگال بود که کل عمارت رو پر کرده بود

=دازای،میدونی که الان دیگه ۱۹ سالته و باید تو کارت دقت بیشتری کنی باید راجب ازدواجتم حرف بزنیم
+پدر من من که بهتون گفتم با یوسانو ازدواج نمیکنم
=ولی اون الان شریک زندگیته
+ما جدا شدیم ، خود یوسانو علاقه ای به من نداره پس تمومش کنید
=ما یه قراری داشتیم یادیه؟؟! تو یه الفای غابلی باید تمام کارات رو بی‌نقص انجام بدی،نه بری دنبال یه بتا که شبتو باهاش روز کنی اگ....
+میدونم اگه اتفاقی یکیشونم امگا ازآب در بیاد مجبورم باهاش ازدواج کنم
=هوم......خوبه که خودت میدونی
+میتوم برم؟
=فقط کسی نبینتت

لباسمو پوشیدم به راننده خبر دادم که میخوام برم بیرون تا ماشینو اماده کنه بعد تموم شدن کارا سوار ماشین شدم تا به کلاب برشیم بعد از این که رسیدیم از ماشین پیاده شدم و سمت ساختمون رفتم

+همین جا بمون یا یچیو برسی کنم
○چشم قربان
□قربان موری سان یه بتای جدید اوردن ولی زیر بار نمیره
+هوم که این طور

کتمو دستش دادم همونطوری که آستین لباسمو بالا میدادم ازش پرسیدم

+کدوم اتاقه
□اتاق ۲۳۲

رفتم تو اتاق رو مبل نشستم که همچنان زیر پتو خودشو پیچیده یود

+هعی بیا بیرون ببینم میدونی اینجا کجاست؟ جغله اگه میخاستی اینجا رو رو سرت اصلا برا چی اومدی؟
_...ب...بنظرت با خواست خودم اینجام؟
+هوم ....که این طور پس میتونی بری یه جای دیگه مثلا ولی اگه له مشتری ها سرویس بدی
رو مبل لم میده و ادامه میده:جای مفت داری غذای مفت داری و یه صقف بالا سرته
_اگه به اینه حاضرم تو کوچه بمونم تا این که مثل یه جنده باهام برخورد شه
+بیینم تو اصلا تا الان به کسی سرویس دادی

چویا از زیر پتو بیرون میپره

_نه و نمیخام بدم
+اوم اولین بتای بی تجربه ای که اومد اینجا تویی پس پس خودم یادت میدم

بلند شد بره سمت چویا که چویا بالشو پرت کرد سمتش

_چی میگییییی
+چی ؟چی میگم!
_یه بتا؟
+درسته دیگه تو یه بتایی؟
_چه حرفا...
ادامه دارد.......*
دیدگاه ها (۱۱)

parts:2"برادر خونده"_چه حرفا......پس اون پیر مرد این جوری گف...

...

#سگ_های_ولگرد_بانگو

Soukoku

Arahabaki

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط