{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از اشک هایم خسته شده بودم، مرا سوزاند و پلک هایم سوخت. اش

از اشک هایم خسته شده بودم، مرا سوزاند و پلک هایم سوخت. اشک چشمانم را پر کرد و چشمانم از وضعیتم گریه کردند
دیدگاه ها (۰)

پروردگارا ای دانای اسرار نهان.. ای که همه مردم به او امید دا...

احساس می کنم خیلی دور رفتی و در درونم هنوز تو را صدا می زنم ...

سکوت خانه است و اشکهای تو هزار پنجره و دغدغه تو دری و نبودت ...

دعوتی از همه عزیزان و دوستان ایرانی ام که خداوند شما

عاشقانه های شبنم

یه جا خونده بودم میگفت:پیچش زلفت مرا در بند کرد و بعد از آن ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط