{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

می‌ توانستم گیلاسم را تا نیمه

می‌ توانستم گیلاسم را تا نیمه
از شرابِ کهنه پر کنم
می‌ توانستم یکی‌ از آن آهنگ‌های قدیمی‌ را بگذارم و آرام آرام
خمارِ نوستالژی روزگارِ خوب شوم ...

می‌ توانستم پا برهنه
کوچه‌های باریکِ باغ را بدوم
می‌ توانستم دامنم را
پر از شکوفه‌های یاس کنم
و مست شوم
مستِ مستِ مست ...

اما پشتِ این پنجره
رو به دریا نشستم
و برای تو شعر نوشتم
مست شدم
مستِ مستِ مست ...
دیدگاه ها (۱)

هوا که حسابی سرد شدصدایم کنروبرویم بنشینچشمهایت را ببند و فق...

❄ ️باید شعـــرے بنویســمڪہ سخـت باشدتا بیایی ڪمڪم ڪہ تنهـایی...

✨ Part ¹² : تقاصِ ابریشمی ✨ جونگ‌کوک نعره‌ای از ته دل کشید و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط