در روزگاران قدیم، پادشاهی بر سرزمینی وسیع و ثروتمند، حکو
در روزگاران قدیم، پادشاهی بر سرزمینی وسیع و ثروتمند، حکومت می کرد. روزی تصمیم گرفت به نقاط دوری از سرزمین خود سفر کند. از آنجایی که سفر طولانی و مسیر ناهموار بود؛ موقع بازگشت، به حدی از درد پا و خستگی، شاکی بود که دستور داد تمام جاده های سرزمین اش را با چرم بپوشانند تا سفرهای بعدی برای او آسا نتر شود.یکی از درباریان به پادشاه گفت: «قربان چرا می خواهید این همه پول را صرف انجام چنین کار غیرضروری کنید؟ فکر نمی کنید بهتر است به جای پوشاندن جاده ها با این همه چرم، پای شما را با یک تکه چرم بپوشانیم؟
پادشاه از شنیدن این پیشنهاد، بسیار حیرت کرد و دستور داد کفش چرم راحتی برای او تهیه کنند تا با آن، تمام را ههای دشوار و ناهموار دنیا هموار شود! برای تبدیل این جهان به یک مکان بهتر و شادتر، بهتر است خودمان را تغییر دهیم، نه جهان را.
در روزگاران قدیم، پادشاهی بر سرزمینی وسیع و ثروتمند، حکومت می کرد. روزی تصمیم گرفت به نقاط دوری از سرزمین خود سفر کند. از آنجایی که سفر طولانی و مسیر ناهموار بود؛ موقع بازگشت، به حدی از درد پا و خستگی، شاکی بود که دستور داد تمام جاده های سرزمین اش را با چرم بپوشانند تا سفرهای بعدی برای او آسا نتر شود.یکی از درباریان به پادشاه گفت: «قربان چرا می خواهید این همه پول را صرف انجام چنین کار غیرضروری کنید؟ فکر نمی کنید بهتر است به جای پوشاندن جاده ها با این همه چرم، پای شما را با یک تکه چرم بپوشانیم؟
پادشاه از شنیدن این پیشنهاد، بسیار حیرت کرد و دستور داد کفش چرم راحتی برای او تهیه کنند تا با آن، تمام را ههای دشوار و ناهموار دنیا هموار شود! برای تبدیل این جهان به یک مکان بهتر و شادتر، بهتر است خودمان را تغییر دهیم، نه جهان را.
پادشاه از شنیدن این پیشنهاد، بسیار حیرت کرد و دستور داد کفش چرم راحتی برای او تهیه کنند تا با آن، تمام را ههای دشوار و ناهموار دنیا هموار شود! برای تبدیل این جهان به یک مکان بهتر و شادتر، بهتر است خودمان را تغییر دهیم، نه جهان را.
در روزگاران قدیم، پادشاهی بر سرزمینی وسیع و ثروتمند، حکومت می کرد. روزی تصمیم گرفت به نقاط دوری از سرزمین خود سفر کند. از آنجایی که سفر طولانی و مسیر ناهموار بود؛ موقع بازگشت، به حدی از درد پا و خستگی، شاکی بود که دستور داد تمام جاده های سرزمین اش را با چرم بپوشانند تا سفرهای بعدی برای او آسا نتر شود.یکی از درباریان به پادشاه گفت: «قربان چرا می خواهید این همه پول را صرف انجام چنین کار غیرضروری کنید؟ فکر نمی کنید بهتر است به جای پوشاندن جاده ها با این همه چرم، پای شما را با یک تکه چرم بپوشانیم؟
پادشاه از شنیدن این پیشنهاد، بسیار حیرت کرد و دستور داد کفش چرم راحتی برای او تهیه کنند تا با آن، تمام را ههای دشوار و ناهموار دنیا هموار شود! برای تبدیل این جهان به یک مکان بهتر و شادتر، بهتر است خودمان را تغییر دهیم، نه جهان را.
- ۵۸۵
- ۳۰ بهمن ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط