{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گر چه

گر چه
خاکسترم و
مصلحتم خاموشی است
آتش
افروزم و
شرح شب هجران گویم


#شهریار

#عاشقانه_های_پاک #عاشقانه #عشق
دیدگاه ها (۱)

اخرین پرنده راهم رها کردم اما هنوز غمگینم چیزی دراین قفس خال...

الله تویی وز دلم آگاه توییدرمانده منم دلیل هر راه توییگر مور...

پردهٔ شرم است مانع در میان ما و دوستشمع را فانوس از پروانه م...

در چشم من آمد آن سهی سرو بلندبربود دلم ز دست و در پای افکندا...

جامانده ایم و حوصله شرح فراق نیست تربت بیاورید، خاکی به سر ک...

گر عشق تو باشد همہ وقت شاہ جهانماز غنچہ ے گل تا بہ هزار بوسہ...

مست چشمانت شدم ، میخانه ها را بی خیالتا دلم خالیست ، مهمان خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط