عشق ممنوعه
~~~{عشق ممنوعه}~~~~~
*part⁷*
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
(ویو ا/ت )
جیمین یه دفعه بلند شد و یقه جونگکوک رو گرفت و گفت
جیمین:(با صدای بم) جئون ا/ت مال منه توهم حق نداری ازم بگیریش
کوک: اخیی کور خوندی پارک عوضیییی(عربده)ا/ت مال منه معشوقه کنه و توهم حق نداری ازم بگیریش مگر این که از روی قبرم رد شی
بعد از حرف جونگکوک یکدفعه همو زدن جونگکوک یه مشت محکم زد به جیمین و جیمین پخش زمین شد خون از دهنش میرفت همه نگاهها روی من بود مردم داشتن پچ پچ میکردن
و میگفتن
#:وای خدا ببین یعنی جئون این دختره رو چقدر دوست داره که پارک و اینجوری زد
و جونگکوک این حرف رو شنید و گفت
کوک:(عربده و سرد)ایشون یعنی کیم ا/ت معشوقه منه و هیچکس حق نداره نگاهش کنه مگر اینکه بخواد بمیره
همه ی اون نگاهی که روی من بود برداشته شد یعنی چی اون مگه چقدر قوی .........
که یکدفعه جیمین بلند شدو گفت
جیمین: کوک امید وارم بتونی ا/ت رو پیدا کنی
جونگکوک تک خنده ای کرد و گفت
منتظرم
بعد از این حرفش منو با خودش برد سمت ماشین در رو باز کرد منو گذاشت تو ماشین و خودش هم سوار شد
خیلی داشت سرعتی میرفت
که لب زدم :
ا/ت : جونگکوک لطفاً آروم تر برو و لطفاً
کوک : چی داری میگی هوم (عربده) تو تو چرا باهاش رقصیدی هوم
ا/ت: من من من فقط رقصیدم کار دیگه نکردم همین
کوک: پس کار خاصی نکردی هه (تک خنده) دیگه کاریه که کردی باید تعغاسشو پس بدی
منم دیگه چیزی نگفتم که رسیدیم به یه کاخ خیلی خوشگل بود و بزرگ (اسلاید دوم )
جلوی در پیاده شد و اومد سمتم و برآید استایل بغلم کرد و گفت:
کوک : پرنسسم ببخشید بابت رفتار چند دقیقه پیشم (بوسه ای روی پیشونی ا/ت گذاشت)
ا/ت:اشکالی نداره
جونگکوک منو گذاشت زمین و گفت
کوک : ا/ت اتاقت بالاس برو بالا استراحت کن که فردا کلی کار داریم
ا/ت: باشععع
ادامه دارد 💗
#تهیونگ
#جونگکوک
*part⁷*
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
(ویو ا/ت )
جیمین یه دفعه بلند شد و یقه جونگکوک رو گرفت و گفت
جیمین:(با صدای بم) جئون ا/ت مال منه توهم حق نداری ازم بگیریش
کوک: اخیی کور خوندی پارک عوضیییی(عربده)ا/ت مال منه معشوقه کنه و توهم حق نداری ازم بگیریش مگر این که از روی قبرم رد شی
بعد از حرف جونگکوک یکدفعه همو زدن جونگکوک یه مشت محکم زد به جیمین و جیمین پخش زمین شد خون از دهنش میرفت همه نگاهها روی من بود مردم داشتن پچ پچ میکردن
و میگفتن
#:وای خدا ببین یعنی جئون این دختره رو چقدر دوست داره که پارک و اینجوری زد
و جونگکوک این حرف رو شنید و گفت
کوک:(عربده و سرد)ایشون یعنی کیم ا/ت معشوقه منه و هیچکس حق نداره نگاهش کنه مگر اینکه بخواد بمیره
همه ی اون نگاهی که روی من بود برداشته شد یعنی چی اون مگه چقدر قوی .........
که یکدفعه جیمین بلند شدو گفت
جیمین: کوک امید وارم بتونی ا/ت رو پیدا کنی
جونگکوک تک خنده ای کرد و گفت
منتظرم
بعد از این حرفش منو با خودش برد سمت ماشین در رو باز کرد منو گذاشت تو ماشین و خودش هم سوار شد
خیلی داشت سرعتی میرفت
که لب زدم :
ا/ت : جونگکوک لطفاً آروم تر برو و لطفاً
کوک : چی داری میگی هوم (عربده) تو تو چرا باهاش رقصیدی هوم
ا/ت: من من من فقط رقصیدم کار دیگه نکردم همین
کوک: پس کار خاصی نکردی هه (تک خنده) دیگه کاریه که کردی باید تعغاسشو پس بدی
منم دیگه چیزی نگفتم که رسیدیم به یه کاخ خیلی خوشگل بود و بزرگ (اسلاید دوم )
جلوی در پیاده شد و اومد سمتم و برآید استایل بغلم کرد و گفت:
کوک : پرنسسم ببخشید بابت رفتار چند دقیقه پیشم (بوسه ای روی پیشونی ا/ت گذاشت)
ا/ت:اشکالی نداره
جونگکوک منو گذاشت زمین و گفت
کوک : ا/ت اتاقت بالاس برو بالا استراحت کن که فردا کلی کار داریم
ا/ت: باشععع
ادامه دارد 💗
#تهیونگ
#جونگکوک
- ۲۵.۴k
- ۰۶ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط