{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق ممنوعه

~~~~~{عشق ممنوعه}~~~~~
*part ⁵*
~~~~~~~~~~~~~~~
(ویو کوک)

خانم ژوئن:خب راستش جئون ا/ت برای اولین‌بار پریود شده اونم دیر روز و دیروز حالش خیلی بد بود اورژانس اومده بود لطفاً مراقبش باش نزار یه تار موش کم شه
رفتم تو فکر نگرانش بودم ولی چرا اورژانس اومده بود ؟
کوک: چییی........ چرا مراقبش نبودین چرا اورژانس اومد هاااا (عربده و سرد)
خانم ژوئن:جئون دارم میگم فقط حالش بد بود بهش شک وارد شده بود همین
کوک :زنیکه نمی‌فهمی حالش بده گمشو بزار برم پرنسسم رو بیارم
چیزی نگفتم و به سمت ماشین حرکت کردم و دیدم پرنسسم اومده چقدر خوشگل شده بود بعد چرا اینقدر لباسش باز سرده شه فک کنم کتم رو در آوردم انداختم رو شونش و گفتم:
کوک: سلام پرنسسم سردت نیست هوم.....
(ویو ا/ت)
داخل حیاط منتظر بودم که اونا بیان بعد از چند مین بلاخره اومدن
ا.....و..اون پسره کیه حتماً اونیه که منو خریده چرا..چرااا اینقدر جذابهه نه نه نه ا/ت به خودت بیا اون یه مافیاس..............
از فکر کردن اومدم بیرون دیدم کتشو در آورده انداخته رو شونم و گفت:
کوک: سلام پرنسسم سردت نیست هوم ......
احساس خیلی خوبی پیشش داشتم ولی اون مافیاس
در جوابش گفتم:
ا/ت:بله .... چی .... چیزه نه سردم نیست به لطف شما و به بخند نسیبش کردم که گفت:
کوک: بیا بریم تو ماشین مگرنه مریض میشی بعد باید بریم یجا
بدونه اینکه چیز بگم یا به به سمت در ماشین راه نماییم کرد و سوار شدم هر دومون عقب ماشین نشستیم منو به خودش نزدیک کرد و کمرم رو با دستاش گرفتم
چرا دست هاش ایقدر داغه بدنم مور مور شد
با اون یکی دستش سرم رو روی سینش گذاشت احساس امنیت کردم تا آخر راه همون جور موندم
همین موقع بود که رسیدیم
که گفت:
کوک:پرنسسم ببینم جات خوب بود
رسیدیم پاشو بریم تو
ا/ت:یخورده خجالت کشیدم سرم رو از روی سینش بر داشتم انگار نه انگار خودش سرم رو گذاشت رو سینش
هرچی بگذریم
پیش هم وایسادیم اومد نزدیکم و دستشو روی کمرم حلقه کرد و راه افتادیم به سمت در ولی هنوز اینو نمی‌شناسم
که لب زدم :
ا/ت: میشه اسمتو بپرسم
کوک: باشه اسم جئون جونگکوکه
ا/ت: وااعو چه اسم قشنگی
کوک: اسم توهم قشنگه ا/ت
ا/ت: چی... اسم منو از کجا میدونی
کوک :منو نمیشناسی هنوز
ا/ت:آها حواسم نبود که مافیای
کوک :............
ادامه دارد 💗
(سلام قشنگام بیشتر از این نتونستم بنویسم یه چند دقیقه دیگه که گوشیم شارژ شد پارت شیش و هفت رو می‌زارم 💗🎀)
#جونگکوک
#تهیونگ
بعد قشنگام حدس بزنید ا/ت داخل مهمونی کی رو میبینههههههه اسمش فیلیکسه
دیدگاه ها (۷)

~~~~~{عشق ممنوعه}~~~~~~*part ⁶* ...

~~~{عشق ممنوعه}~~~~~*part⁷* ...

~~~~{عشق ممنوعه}~~~~~~~*part⁴* ...

~~~~~~{عشق ممنوعه}~~~~~~*part 3* ...

طراح عشق

{عشق ممنوعه}~~~*part ⁹*. ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط