ای کاش چَشمم نمی چرخید به سویت

ای کاش چَشمم نمی چرخید به سویت
ای کاش چَشمم نمی داشت تمنای رویت
ای کاش چَشمم نمی شد سرگشته ی نگاهت
اما چه کنم که در تلالو بیکران چَشمانت غرق شدم ، مدهوش شدم
چه کنم که نخواسته شدم آدمی دلباخته به چَشمان تو ، نگاه تو
چه کنم با این چَشمانم که هر لحظه و هر جا فریادی خاموش از تو سر می زند و می نوازد
چه باید بکنم؟؟
چه؟؟
اما بی شک این را بدان تا آن دم که چَشمانت نظاره گر جهان است
این چَشمانم پی چَشمانت بی تاب است. #مینا_صوفی
دیدگاه ها (۳)

بعد اون شب که بدون خداحافظی رفتیمیدونی هیچوقت مثل سابق نشدم...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part57بلخره رسیدیم تالار غروب بودقبل ازین که ...

قسمت ۷

نمی‌دانم این مکتوب در میانِ طومارهایِ انباشته بر میزِ زرینت،...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②_بخش دوم_"به تو ربطی نداره من ب...

˚୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی˚୨୧⋆       ۲۰ پارتچند دقیقه گذشت.....

پرنسس ناخواسته

بسم الله الرحمن الرحیم بی‌هدفی از زبان چوپان پیر :عده‌ای هدف...

چند پارتی جونگ کوک | قرار قلابییک روز خیلی عادی رفتم تا نمای...

A Shadow Named You سایه‌ای به نام تو P.27 (روایت از زبان ا.ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط