{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

📚 #حکایتی‌بسیارزیباوخواندنی

📚 #حکایتی‌بسیارزیباوخواندنی

روزی کسی به خیام خردمند ، که دوران کهنسالی را پشت سر می گذاشت گفت : شما به یاد دارید دقیقا پدر بزرگ من ، چه زمانی درگذشت ؟!
خیام پرسید : این پرسش برای چیست ؟
آن جوان گفت : من تاریخ درگذشت همه خویشانم را بدست آورده ام و می خواهم روز وفات آنها بروم گورستان و برایشان دعا کنم و خیرات دهم و...
خیام خندید و گفت : آدم بدبختی هستی ! خداوند تو را فرستاده تا شادی بیافرینی و دست زندگان و مستمندان را بگیری تا نمیرند تو به دنبال مردگانت هستی ؟!... بعد پشتش را به او کرد و گفت مرا با مرده پرستان کاری نیست و از او دور شد .
همه ی ما باید ارزش زندگی را بدانیم و برای شادی هم بکوشیم .
دیدگاه ها (۰)

یعنی چی؟یعنی شما پول ماشین رو چند برابر قیمت جهانی میدی که خ...

رییس صداوسیما هم چند روز پیش گفته بود مخاطب تلویزیون 87 میلی...

مجلس بودجه ای که دولتداده(که خودش افزایش چشمگیری داشته) رو د...

بَه بَه بِه تو و چاله ی ِ درکنج ِ لبانتآن خط ِ لب و  قرمزیه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط