رمان اب برای گل پارت
رمان اب برای گل پارت 8
وقتی رسیدن به اتاق کانائو به تانجیرو گفت تانجیرو ساما لطفا دراز بکش تانجیرو دراز کشید و گفت خب حالا چیکار کنم کانائو گفت شما میخوابی منم برای شما لالای میخونم تا خوابتون ببره تانجیرو گفت باشه بخون کانائو شروع کرد به خوندن بعد ده دقیقه تانجیرو گفت خب فایدی نداشت حالا میخوای چیکار کنی تا خوابم ببره کانائو رفت کنار تانجیرو دراز کشید و تانجیرو ناز کرد و گفت من وقتی خوابم نمیبورد مامانم این کارو میکرد بعد چند دقیقه کانائو به جای تانجیرو خوابش برد 🤣🤣
فکر کنم کانائو بیشتر از تانجیرو نتونسته بود بخوابه 🤣🤣🤣
بعد یک ساعت کانائو از خواب بیدار شد و گفت من این جا چیکار میکنم تانجیرو گفت مثلا اومده بودی کمک کنی من بخوابم ولی به جای من تو خوابیدی کانائو سرخ شد و گفت من بر میگردم به اتاقم با اجازه که یک دفه یکی در زد و تانجیرو گفت کی اونی که پوشت در بود گفت منم قربان ماریوس
(نکته مهم ماریوس خدمت کار شخصی تانجیرو و پسره وقتی تانجیرو نیست ماریوس کارهای تانجیرو انجام میده )
تانجیرو یک لحضه وایستا تانجیرو کانائو زیر پتو قایم کرد و به کانائو گفت که همینجا بمون وتکن نخور کانائو گفت باشه و تانجیرو به ماریوس گفت بیا تو ماریوس اومد تو و گفت قربان کارا تموم شده من میرم خوابگاه تانجیرو گفت باشه و ماریوس رفت کانائو از زیر پتو اومد بیرون و رفت به اوتاقش یک روز گذشت
خب تا همین جا بسه فردا بقیشو میزارم
لطفا لایک کنید ممنون میشم عسلای من 🎀✨
وقتی رسیدن به اتاق کانائو به تانجیرو گفت تانجیرو ساما لطفا دراز بکش تانجیرو دراز کشید و گفت خب حالا چیکار کنم کانائو گفت شما میخوابی منم برای شما لالای میخونم تا خوابتون ببره تانجیرو گفت باشه بخون کانائو شروع کرد به خوندن بعد ده دقیقه تانجیرو گفت خب فایدی نداشت حالا میخوای چیکار کنی تا خوابم ببره کانائو رفت کنار تانجیرو دراز کشید و تانجیرو ناز کرد و گفت من وقتی خوابم نمیبورد مامانم این کارو میکرد بعد چند دقیقه کانائو به جای تانجیرو خوابش برد 🤣🤣
فکر کنم کانائو بیشتر از تانجیرو نتونسته بود بخوابه 🤣🤣🤣
بعد یک ساعت کانائو از خواب بیدار شد و گفت من این جا چیکار میکنم تانجیرو گفت مثلا اومده بودی کمک کنی من بخوابم ولی به جای من تو خوابیدی کانائو سرخ شد و گفت من بر میگردم به اتاقم با اجازه که یک دفه یکی در زد و تانجیرو گفت کی اونی که پوشت در بود گفت منم قربان ماریوس
(نکته مهم ماریوس خدمت کار شخصی تانجیرو و پسره وقتی تانجیرو نیست ماریوس کارهای تانجیرو انجام میده )
تانجیرو یک لحضه وایستا تانجیرو کانائو زیر پتو قایم کرد و به کانائو گفت که همینجا بمون وتکن نخور کانائو گفت باشه و تانجیرو به ماریوس گفت بیا تو ماریوس اومد تو و گفت قربان کارا تموم شده من میرم خوابگاه تانجیرو گفت باشه و ماریوس رفت کانائو از زیر پتو اومد بیرون و رفت به اوتاقش یک روز گذشت
خب تا همین جا بسه فردا بقیشو میزارم
لطفا لایک کنید ممنون میشم عسلای من 🎀✨
- ۶۸۸
- ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط