{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

P59

+بیا تو
_هه این و چان برگشتن نمی‌خوای بیای دیدنشون؟
+چی؟
چشمام گرد شد سریع رفتم بیرون اتاق تو سالن و هه این دیدم
+هه ایننننن
_میدونم دلت برام تنگ شده بود نیازی نیست بگی
+احمق دلم برات تنگ شده بود
بغلش کردم
_هی باشه باشه اروم باش
هان دیدم که تظاهر میکرد اهمیت نمیده ولی خودم میدونم اون خیلی دلش برای هه این تنگ شده بود واقعا نمیفهمم اینا چرا اینجورین
در گوش هه این گفتم
+هی برادرت دلش برات تنگ شده ولی به روی خودش نمیاره
_بیخیال من سایکو ام برادری ندار..
نزاشتم حرفش تموم شه موهاش یکم کشیدم
_ای ای وحشی نکنن باشهه ول کنن
موهاش ول کردم
_بابا کلا یک هفته نبودم چرا وحشی شدی

+ دلم برات تنگ شده بودد
دوباره بغلش کردم که گفت
+ هیونجین کجاست
_ مسافرت
+ اها
دست هه این گرفتم و بردم تو اتاق و همه چی گفتم بهش و
+ میخوای بری
_ اره اگه نرم دیگه نمیتونم چیزی راجب خانوادم بدونم
+ هرجور راحتی فقط لوکشن فرستاد واسی من بفرست اگه چیزی شد میام دنبالت
_ هه این خوشحالم امدی
+ منم
_ خودشیفته
+* خنده

ویو هه این

زهنم درگیر قضیه یوری بود که صدای خانم کیم یا مادرم شندیم

_ هه این دخترم
برگشتم و دیدم امد بغلم کرد
_ خوشحالم برگشتی دلم برات تنگ شده بود
+ اه ممنونم
_ هه این چرا منو به چشم مادرت نگاه نمیکنی این همه مدت ازت دور بودم
همین هین همه امده بودن حال
+شما خودتون دارین میگن این همه مدت من هنوز به اینجا ادت نکردم من نصف زندگیم ازاد بودم اینکه الان اینجا پیش شما باشم برام

_ ولی ازت خواهش میکنم حدقل با داداشت رابطه داشته باش با اون مثل ما نباش با اون با این چشما نگاه نکن
+ نگران نباش خانم کیم
برگشتم سمتش و رفتم بیرون روی پله نشستم
هیچ حس مادرانی نصبت بهش ندارم پدر ، پدر هم اصلا ندارم انگار
بیخیال اینا شدم
و رفتم یکم بیرون قدم بزنم که دیدم
همون پسره دورگه

_سلام
+ سلام اینجا چیکار میکنی
_ من امدم کره که به خوانوادی پدریم سر بزنم
+ اها پس خدافظ
_ میگم اگه مشکلی نیست بریم این رستورانه
+ من باید برم
_ خواهش میکنم
+ اوکی
باهاش رفتم تو رستون اولین مورد مشکوک رستوران خالی بود
غذا سفارش دادیم که گفت
_ خیلی دوست دارم سایکو واقعی ببینم
چی اون نه هه این گند زدی
+ سایکو چی راجبش میدونی مگه
_ اون یه ادم باحال کوله ولی اینکه سایکو های تقلبی در امدن باعث ازیت سایکو واقعی میشه
+ اوم راجیشون اطلعات داری
_ اره میخوای ببینی
+ نه راستش باید برم
_ خواهش میکنم باهام بیا
+ نه نمی تو....
با اسلحه به سرم زد که باعث گیج رفتن سرم شد و خاموشی

ویو یوری

ساعت ۵ بود و لوکیشن واسم ارسال شده بود
لوکیشن واسی سایکو فرستادم و رفتم سوار ماشین شدم و حرکت کردم
دیدگاه ها (۰)

پارت شیش اون اون یوری نبود ولی انگار میخواست خودکشی کنه رفتم...

پارت دو یوری: مامان دلم برات تنگ میشه خداحافظ لیا: خداحافظ م...

P6جیهوپ:هه جین میشه تو شیرینی خامه ایی بخوری؟؟؟هه جین:اخه خو...

روانی من پارت 5ویو کوک صبح بانوی که از پنجره کوچیک داخل سلو...

رئیس دوست داشتنی من پارت چهارمصبح بود من با صدای آلارام گوشی...

به محض اینکه اعلام شد شخصیت من در سریال حضور داره، پیام‌های ...

رمان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط