{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اهوی من

اهوی من
پارت ۱۰۹

اون ستاره بود با اراد بهترین دوست من کسی ک بهش اعتماد داشتم با شوهرم بود از خونه ارسلان زدم بیرون و رفتم سر قبر ارکان دراز کشیدم میخواستم از اراد طلاق بگیرم و بچه تو شکممو بکشم سر قبر ارکان کلی باهاش درد دل کردم زنگ زدم پارسا و بهش قضیه رو گفتم اونم با غزل امد دنبالم تو ماشین بودیم ک

پارسا:اون پسره رو میکشم خانوادشو نابود میکنم
اهو:بابا اگه ازت یک درخواستی بکنم برام انجام میدی؟
پارسا:تو جون بخوا عشق بابا
اهو:من میخوام از اراد طلاق بگیرم و بچه تو شکممو بکشم نمخوام بچه ای از خون اون داشته باشم
پارسا:من هرجور شده طلاقتو ازش میگیرم ولی اون بچه چی گناهی کرده
اهو:گناهش این ک اراد باباشه

(دوروزبعد)
من خونه پارسا بودم اراد هروز به خونه میمومد جلوی در التماس میکرد و پارسا اونو در حد مرگ میزد دلم براش میسوخت ولی اون بهم خیانت کرده بود غزل بهم یک جای رو معرفی کرده بود ک بچه رو سقط میکردن قرار بود فردا برم

(اراد)
اهو فهمیده بود ک بهش خیانت کردم  اون منو با ستاره دید دنبالش رفتم ولی پیداش نکردم پارسا شبانه رفیقش هاشو فرستاد در حد مرگ منو کتک زدن منم فهمیدم خونه پارسایی اهو رفتم در خونشون التماسش کردم ولی جوابی نمداد دو روز همونجا جلوی در خونه پارسا وایستاده بودم ک اعصبام خورد شد ماشین روشن کردم به طرف خونه ستاره رفتم....
دیدگاه ها (۰)

اهوی من پارت ۱۱۰ تفنگمو اماده کردم و تو کتم گذاشتم رفتم داخل...

اهوی من پارت ۱۱۱ (اراد) بعد کشتن ستاره به سمت خونه پارسا رفت...

اهوی من پارت ۱۰۸ (۱ماه بعد) (اهو)باستاره خیلی رفیق شدم در حد...

اهوی من پارت ۱۰۷ اهو: حتما خسته ای تا تو لباس هاتو عوض میکنی...

فراگ محبوبم تویی🩵ترجمه فراگ😊😊دجله:من از تو یه در خواستی دارم...

عشق فاش شده من ۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط