{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اونشب حالم خیلی بد بود

اونشب حالم خیلی بد بود
اما نمیخواستم باور کنم که این اتفاق برام افتاده
با اینکه خیلی داغون بودم اما وقتی منو بردن اونجا
فقط میخواستم حالم رو خوب نشون بدم
میدونستم ویرونم اما خودم هم نمیخواستم باور کنم
باور اینکه .......
سه چهار نفر اومدن بالا سرم
گفتن چیشده؟ جریان رو گفتم
آروم بودم
کاش میگذاشتن آروم بمونم
دلم رو برد با امید دادن الکی اش
ورفت به همین راحتی
و نداشتن تو کوچکترین غصه زندگی من بود
وخداوند چقدر دوستش داشت که من دیگر ندیدمش
ودلتنگشم ................
دیدگاه ها (۴)

شادی راهش را گم کرده در زندگی من میدوم دنبالش، اما نمیرسم به...

دلتنگم دلتنگ کسی که من رو مبتلای خودش کرد و ...کاش فقط یک لح...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 160♡⁠。⁠)⁩فکر به...

____[The Forbidden Crossing]____

♥⁠╣⁠[لمس ممنوعه]⁠╠⁠♥⁦ᕙ⁠[⁠・⁠part 91・⁠]⁠ᕗدستش رو کلافه روی صور...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط