{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

انتهای زتدگی است

انتهای زتدگی است
یاد اش
مرا
فراموش

#امیرعلی_قربانی
دیدگاه ها (۱۸)

عقل می دانست نمی مانیلیکمجنون چشمان من بودکهتو را لیلی می دی...

یک شهر به تماشا نشسته اند تا زمین خوردنم را ببینندحالکه لنگ ...

دلتنگی اتبه جایی رسانده مراکه چاره اگر مرگ هم باشدمی پذیرم...

منم ان مترسک بی ازار مزرعهکه کشاورز هر از گاهی مرا سنگی زند...

گفت مرا فراموش کن !.. اما ندانست که ارزش به ياد ماندن را ندا...

گفت مرا فراموش کن !.. اما ندانست که ارزش به ياد ماندن را ندا...

اوتمام زخم‌های مرابلد استحال می‌داندکجا راچه اندازه نمک بپاش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط