اسم سناریو عشق غیره منتظره
اسم سناریو : عشق غیره منتظره
____پارت پنجم
فردای آن روز ، ویو میساکی :
( پشت میز تحریرش )
آآآآخخخخخخ جججوووونننن ( داد )
قاره با ساتو توی یک مدرسه درس بخونم 🥹
خیلی براش هیجان دارم . بابا امروز یکی رو فرستاد به مدرسه تا من رو ثبت نام کنه و از هفته ی دیگه کلاسمون شروع میشه . راستش من از مدرسه خوشم نمیاد ولی اینکه قراره با ساتو درس بخونم باعث میشه عاشق مدرسه بشم ☺️
ولی از این بهتر قراره امشب ساتو بیاد عمارت ما و شب رو هم بمونه 😌 قراره کلی کار انجام بدیم . من کلی برنامه ریختم . خب ، بزار ببینم ( و دفتری که جلوش بود رو باز کرد ) نوشته های توی دفتر :
لیست کارهایی که امروز با ساتو جونم انجام می دیم ⭐💫
•خوردن خوراکی هایی که ساتو آورده
•رفتن به حیاط عمارت و بازی کردن
•انیمیشن دیدن
•بازی کردن با حیوون ها
•کشیدن نقاشی
•خوردن خوراکی های من و فرار از شام
•خوابیدن
عالیه 🥹 قراره کلی خوش بگذره ، چون تا حالا گوجو شب رو نمونده و وقتی هم بهش می گفتم چند تا بهونه مسخره می گفت و می رفت 😮💨
ویو گوجو :
توی ماشین :
امروز واقعا روز خوبیه چون قراره شب رو خونه میسا بمونم 😌 دلیل اینکه تا الان خونشون نموندم این که به تمریناتم برسم و میساکی به خاطر این نمی دونه که تمرین های من واقعا سختن و نمی خوام که نگران بشه و بهش قول داده بودم که با هم تمریناتمون رو شروع کنیم ، ولی نتونستم پای قولم بمونم 😓
ویو نویسنده :
گوجو با صدای خدمتکار ( ¢ ) که گفت : ارباب جوان رسیدیم 😑 به خوش اومد و خدمتکار در رو براش باز کرد . گوجو پیاده شد و به خدمتکار گفت : می تونی بری ( سرد و جدی ) 😐
¢ : چشم ، با اجازه 😑 ( تعظیم کرد و رفت )
فلش بک به بعد از همه ی اون کار هایی که میساکی برنامه ریخته بود : ویو نویسنده :
میساکی و گوجو لباس های خوابشون ( گذاشتم ) رو پوشیده بودند و روی تشک ( تشک های سنتی ژاپنی ) هایی که فاصله زیادی با هم نداشتند دراز کشیده بودند . ( گوجو سمت راست و میساکی سمت چپ ) که
میساکی گفت : می گم ، ساتو بهم یک قوای بده ( جدی ) ( ° _ ° )
گوجو : چه قولی ؟ 🤨
میساکی : اینکه تا ابد با هم دوست می مونیم ( جدی ) 😐🥺 ( و انگشت شستش رو بالا آورد )
گوجو : باشه ، قول می دم ☺️ ( و انگشت شستش رو بالا آورد و به میساکی قول داد )
میساکی : پس قول دادی ها ، و زیرش نزن وگرنه عصبانی می شم ( کیوت ) 🥺
گوجو : ب..باشه 😳😵💫
میساکی : خیلی خب ، پس شب بخیر 🥱
گوجو : شب بخیر ☺️
########## شرط پارت بعد
لایک : ۲۰
کامنت : ۱۲
____پارت پنجم
فردای آن روز ، ویو میساکی :
( پشت میز تحریرش )
آآآآخخخخخخ جججوووونننن ( داد )
قاره با ساتو توی یک مدرسه درس بخونم 🥹
خیلی براش هیجان دارم . بابا امروز یکی رو فرستاد به مدرسه تا من رو ثبت نام کنه و از هفته ی دیگه کلاسمون شروع میشه . راستش من از مدرسه خوشم نمیاد ولی اینکه قراره با ساتو درس بخونم باعث میشه عاشق مدرسه بشم ☺️
ولی از این بهتر قراره امشب ساتو بیاد عمارت ما و شب رو هم بمونه 😌 قراره کلی کار انجام بدیم . من کلی برنامه ریختم . خب ، بزار ببینم ( و دفتری که جلوش بود رو باز کرد ) نوشته های توی دفتر :
لیست کارهایی که امروز با ساتو جونم انجام می دیم ⭐💫
•خوردن خوراکی هایی که ساتو آورده
•رفتن به حیاط عمارت و بازی کردن
•انیمیشن دیدن
•بازی کردن با حیوون ها
•کشیدن نقاشی
•خوردن خوراکی های من و فرار از شام
•خوابیدن
عالیه 🥹 قراره کلی خوش بگذره ، چون تا حالا گوجو شب رو نمونده و وقتی هم بهش می گفتم چند تا بهونه مسخره می گفت و می رفت 😮💨
ویو گوجو :
توی ماشین :
امروز واقعا روز خوبیه چون قراره شب رو خونه میسا بمونم 😌 دلیل اینکه تا الان خونشون نموندم این که به تمریناتم برسم و میساکی به خاطر این نمی دونه که تمرین های من واقعا سختن و نمی خوام که نگران بشه و بهش قول داده بودم که با هم تمریناتمون رو شروع کنیم ، ولی نتونستم پای قولم بمونم 😓
ویو نویسنده :
گوجو با صدای خدمتکار ( ¢ ) که گفت : ارباب جوان رسیدیم 😑 به خوش اومد و خدمتکار در رو براش باز کرد . گوجو پیاده شد و به خدمتکار گفت : می تونی بری ( سرد و جدی ) 😐
¢ : چشم ، با اجازه 😑 ( تعظیم کرد و رفت )
فلش بک به بعد از همه ی اون کار هایی که میساکی برنامه ریخته بود : ویو نویسنده :
میساکی و گوجو لباس های خوابشون ( گذاشتم ) رو پوشیده بودند و روی تشک ( تشک های سنتی ژاپنی ) هایی که فاصله زیادی با هم نداشتند دراز کشیده بودند . ( گوجو سمت راست و میساکی سمت چپ ) که
میساکی گفت : می گم ، ساتو بهم یک قوای بده ( جدی ) ( ° _ ° )
گوجو : چه قولی ؟ 🤨
میساکی : اینکه تا ابد با هم دوست می مونیم ( جدی ) 😐🥺 ( و انگشت شستش رو بالا آورد )
گوجو : باشه ، قول می دم ☺️ ( و انگشت شستش رو بالا آورد و به میساکی قول داد )
میساکی : پس قول دادی ها ، و زیرش نزن وگرنه عصبانی می شم ( کیوت ) 🥺
گوجو : ب..باشه 😳😵💫
میساکی : خیلی خب ، پس شب بخیر 🥱
گوجو : شب بخیر ☺️
########## شرط پارت بعد
لایک : ۲۰
کامنت : ۱۲
- ۳.۱k
- ۲۲ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط