{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

میساکی که از لحن گوجو فهمیده بود که ناراحته گفت چی شده

میساکی که از لحن گوجو فهمیده بود که ناراحته گفت : چی شده ساتو ؟ ( نگران و استرسی ) 😨😥
گوجو : خب ، راستش آتو ( رئیس خاندان گوجو ) گفت که منو توی یک مدرسه ثبت نام کرده برای اینکه دوست پیدا کنم و با آدم های بیشتری تعامل داشته باشم . 🙂😓
میساکی : چچچییییی ( جیغ فرا بنفش با ته مایه سیاه )
یعنی اینکه کمتر با هم وقت می گزرونیم ( و شروع کرد به گریه کردن ) 😭😭😭
گوجو که انتظارش رو داشت ولی بازم پشماش ریخته بود گفت : میساکی ، آروم باش فوقش در روز هفت یا هشت ساعت با هم نیستیم . 🥲 ( با این حرف گوجو که تمام مدت سعی کرده بود ناراحتی اش را با لبخند پنهان کند بقضش شکست و شروع کرد به گریه کردن ) 😭😭😭
که گوجو میساکی رو بغل کرد و در مقابل میساکی هم گوجو رو بغل کرد و شروع کردن به عر-- نه اشتباه شد ببخشید منظورم گریه کردن .
در همین زمان نکو ، اما و خدمتکار ها که به خاطر جیغ میساکی ترسیده بودند با استرس وارد شدند و گفتن : چی شده ( نگران و استرسی ) 😨😰
نکو با دیدن میساکی و گوجو گفت : چه اتفاقی افتاده ؟ 😥
میساکی : بابا ..‌ هق ..هق گوجو داره می ره مدرسه . 😭😭
نکو : خب ، عزیزم شما که هر روز با همین حالا اگه هفت یا هشت ساعت جدا باشید چیزی نمیشه . ☺️
میساکی : نننهههه 😭
اما : عزیزم ، تو هم سال بعد می تونی با گوجو_سان بری مدرسه . 🤗😨
میساکی : ننههه سالهههه ببععععددد ددیییررههه 😭
نکو : دخترم ، باشه گریه نکن از آتو می پرسم که گوجو_سان قراره کدوم مدرسه می ره و تو رو هم با هاش می فرستم فوقش یک سال زودتر رفتی مدرسه . 😮‍💨🙂
میساکی و گوجو : واقعا ؟ 🥹🥺
نکو : آره ، واقعا 🙂
پنج دقیقه بعد :
گوجو و میساکی : هههممم ، چه شیرینی خوشمزه ای ( ° ^ ° ) گوجو : از این به بعد بیشتر از این شیرینی ها برات میارم ☺️
میساکی : واقعا ، مرسی ساتو جونم 🥹
نکو و اما : تغییر مودتون تو حلقم 😐😑
______ راز های این پارت
_ میساکی زیاد به عمارت خاندان گوجو رفته و آتو رو خیلی دوست داره و آتو هم میساکی رو خیلی دوست داره .
_ گوجو هر وقت میاد پیش میساکی براش شیرینی و خوراکی های خوشمزه میاره . و میساکی هم همینطور .
_ « ساتو » اسم مستعاری که میساکی برای گوجو گذاشته ، و « میسا » اسم مستعاری که گوجو روی میساکی گذاشته .
_ قبلاً قرار بود که گوجو و میساکی با معلم خصوصی روزی فوقش ۳ یا ۴ ساعت درس بخونن . ولی وقتی آتو دید گوجو فقط یک دوست داره و با مردم زیاد کنار نمیاد تصمیم گرفت گوجو رو به مدرسه بفرسته .
_ آتو برای گوجو مثل پدر هست . گوجو هم برای آتو مثل پسر هست .
_ دلیل اینکه گفتم گوجو زیاد با مردم کنار نمیاد دلیلش بخاطر این بود که شنیده بودم که گوجو توی بچگی سرد و جدی بوده و توی انیمه ، یک قسمت هم بود که بچگی گوجو رو نشون داد و گوجو خیلی گنگ طور و جدی داشت راه می رفت .
############### شرط پارت بعد
لایک : ۱۵
کامنت : ۳ا
دیدگاه ها (۱۴)

بیوگرافی :نام : گوجو آتوجنسیت : مذکر = مردشغل : جادوگر جوجوت...

اما و نکو ☺️

اسم سناریو : عشق غیر منتظره_______پارت چهارم( از اون موقع تق...

آهنگ

اسم سناریو : عشق غیره منتظره________________________________...

اسم سناریو : عشق غیره منتظره____پارت پنجمفردای آن روز ، ویو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط