{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یه شب رفتیم بیرون تورستوران نشستیم منتظر سفارشمونیم

یه شب رفتیم بیرون تورستوران نشستیم منتظر سفارشمونیم
یه پسره ازسر یه میز دیگه بلند میشه میاد سرمیز ما
به شوهرم میگه ببخشیدمن فلانی ام و سن وتحصیلاتم و....اینه
ومشخصات میده هی برای من لبخند ملیح میاد
شوهرمنم میگه خوب که چی بشه
ادامهcm
دیدگاه ها (۱)

شبه مثلا می خواییم بخوابیم ولی کلی باهم حرف میزنیم تو برام ش...

اس میده خانمی تو جلسه امتا ساعت 7 آماده باش که بریم دور دور ...

صبح بیدار شدم صبحانه آماده کردملباسای آقامونو اتو کردم ،وقتی...

بهش میگم می خوام برم آرایشگاه موهامو کوتاه کنم خسته ام کردهش...

(نبرد عشق و انفجار)پارت : ۱صبحِ یه روزِ آفتابیِ بهاریست. نور...

تکاپو پارت 103:با الیزابت میرم... 🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍بعد از اتفاق دفت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط