خطر اسپویل شدید از مجموعه شبان شاه
خطر اسپویل شدید از مجموعه شبان شاه
بعد از اتفاقات جلد اول، الیسپث اسپایندل دیگر تقریباً کنترلی روی ذهن و بدنش ندارد. نایتمر که سالها در ذهن او زندگی میکرد، حالا قدرت بیشتری پیدا کرده و گاهی کاملاً کنترل بدن الیسپث را در دست میگیرد. الیسپث در ذهن خودش گیر افتاده و فقط میتواند اتفاقات را تماشا کند، در حالی که نایتمر از بدن او استفاده میکند.
از طرف دیگر، راون یِو میداند که فقط یک راه برای پایان دادن به مه جادویی و نفرین بلاندر وجود دارد: باید همه دوازده کارت پروویدنس جمع شوند. اما هنوز آخرین و مهمترین کارت، یعنی Twin Alders، پیدا نشده است.
در این جلد، داستان علاوه بر راون و الیسپث، روی الم روآن هم تمرکز زیادی دارد. الم، شاهزاده و برادرزادهٔ پادشاه، از کودکی با کارت Maiden Card آلوده شده و سالهاست صدای آن را در ذهنش میشنود. او با آیون هاورث همراه میشود. آیون در ابتدا بهخاطر خانوادهاش تصمیمهای اشتباهی گرفته بود، اما کمکم میان او و الم رابطهای عمیق شکل میگیرد و عاشق هم میشوند.
در طول سفر، شخصیتها رازهای زیادی درباره گذشته کشف میکنند. مهمترین راز این است که نایتمر در واقع همان پادشاه چوپان است. قرنها مردم او را یک پادشاه ظالم و دیوانه میدانستند، اما حقیقت پیچیدهتر است. او برای محافظت از سرزمینش از جادوی کارتها استفاده کرد، اما اطرافیانش به او خیانت کردند و روحش در یکی از کارتها زندانی شد. به همین دلیل قرنها در قالب نایتمر زندگی کرده است.
در همین زمان، الیسپث که در ذهن خودش زندانی است، کمکم با نایتمر همدلی پیدا میکند. او میفهمد موجودی که همیشه از او میترسید، فقط یک هیولا نیست؛ بلکه انسانی بوده که همهچیزش را از دست داده است.
راون و همراهانش برای پیدا کردن آخرین کارت وارد خطرناکترین بخشهای جنگل میشوند. آنها با موجودات آلوده، سربازان دشمن و افراد وفادار به پادشاه روبهرو میشوند. در این میان چندین نبرد سخت رخ میدهد و بعضی شخصیتها زخمی یا کشته میشوند.
در نهایت راز محل Twin Alders آشکار میشود. وقتی آخرین کارت هم به دست میآید، مجموعه دوازده کارت کامل میشود. اما برای شکستن نفرین، باید بهایی سنگین پرداخت شود.
در نبرد پایانی، دشمنان اصلی شکست میخورند و نایتمر تصمیم میگیرد خودش را قربانی کند تا جادوی نفرین برای همیشه از بین برود. او که قرنها در تنهایی زندگی کرده بود، سرانجام آرامش پیدا میکند و روحش آزاد میشود.
با از بین رفتن نایتمر، الیسپث دوباره کنترل کامل بدنش را به دست میآورد. او از جدایی نایتمر ناراحت است، چون در طول این مدت بین آنها نوعی دوستی و درک متقابل شکل گرفته بود.
در پایان، مه جادویی که سالها بلاندر را گرفتار کرده بود از بین میرود، نفرین کارتها شکسته میشود و مردم دوباره میتوانند بدون ترس زندگی کنند.
راون و الیسپث بالاخره آیندهای را که برایش جنگیده بودند به دست میآورند و در کنار هم میمانند. الم و آیون نیز رابطهشان را ادامه میدهند و آیندهای تازه برای خاندان سلطنتی شکل میگیرد. داستان با امید به بازسازی بلاندر و پایان چرخهٔ چندصدسالهٔ نفرین به پایان میرسد.
(یه زیبایی گفته بود بزارم)
زیبا خوبه همین؟
بعد از اتفاقات جلد اول، الیسپث اسپایندل دیگر تقریباً کنترلی روی ذهن و بدنش ندارد. نایتمر که سالها در ذهن او زندگی میکرد، حالا قدرت بیشتری پیدا کرده و گاهی کاملاً کنترل بدن الیسپث را در دست میگیرد. الیسپث در ذهن خودش گیر افتاده و فقط میتواند اتفاقات را تماشا کند، در حالی که نایتمر از بدن او استفاده میکند.
از طرف دیگر، راون یِو میداند که فقط یک راه برای پایان دادن به مه جادویی و نفرین بلاندر وجود دارد: باید همه دوازده کارت پروویدنس جمع شوند. اما هنوز آخرین و مهمترین کارت، یعنی Twin Alders، پیدا نشده است.
در این جلد، داستان علاوه بر راون و الیسپث، روی الم روآن هم تمرکز زیادی دارد. الم، شاهزاده و برادرزادهٔ پادشاه، از کودکی با کارت Maiden Card آلوده شده و سالهاست صدای آن را در ذهنش میشنود. او با آیون هاورث همراه میشود. آیون در ابتدا بهخاطر خانوادهاش تصمیمهای اشتباهی گرفته بود، اما کمکم میان او و الم رابطهای عمیق شکل میگیرد و عاشق هم میشوند.
در طول سفر، شخصیتها رازهای زیادی درباره گذشته کشف میکنند. مهمترین راز این است که نایتمر در واقع همان پادشاه چوپان است. قرنها مردم او را یک پادشاه ظالم و دیوانه میدانستند، اما حقیقت پیچیدهتر است. او برای محافظت از سرزمینش از جادوی کارتها استفاده کرد، اما اطرافیانش به او خیانت کردند و روحش در یکی از کارتها زندانی شد. به همین دلیل قرنها در قالب نایتمر زندگی کرده است.
در همین زمان، الیسپث که در ذهن خودش زندانی است، کمکم با نایتمر همدلی پیدا میکند. او میفهمد موجودی که همیشه از او میترسید، فقط یک هیولا نیست؛ بلکه انسانی بوده که همهچیزش را از دست داده است.
راون و همراهانش برای پیدا کردن آخرین کارت وارد خطرناکترین بخشهای جنگل میشوند. آنها با موجودات آلوده، سربازان دشمن و افراد وفادار به پادشاه روبهرو میشوند. در این میان چندین نبرد سخت رخ میدهد و بعضی شخصیتها زخمی یا کشته میشوند.
در نهایت راز محل Twin Alders آشکار میشود. وقتی آخرین کارت هم به دست میآید، مجموعه دوازده کارت کامل میشود. اما برای شکستن نفرین، باید بهایی سنگین پرداخت شود.
در نبرد پایانی، دشمنان اصلی شکست میخورند و نایتمر تصمیم میگیرد خودش را قربانی کند تا جادوی نفرین برای همیشه از بین برود. او که قرنها در تنهایی زندگی کرده بود، سرانجام آرامش پیدا میکند و روحش آزاد میشود.
با از بین رفتن نایتمر، الیسپث دوباره کنترل کامل بدنش را به دست میآورد. او از جدایی نایتمر ناراحت است، چون در طول این مدت بین آنها نوعی دوستی و درک متقابل شکل گرفته بود.
در پایان، مه جادویی که سالها بلاندر را گرفتار کرده بود از بین میرود، نفرین کارتها شکسته میشود و مردم دوباره میتوانند بدون ترس زندگی کنند.
راون و الیسپث بالاخره آیندهای را که برایش جنگیده بودند به دست میآورند و در کنار هم میمانند. الم و آیون نیز رابطهشان را ادامه میدهند و آیندهای تازه برای خاندان سلطنتی شکل میگیرد. داستان با امید به بازسازی بلاندر و پایان چرخهٔ چندصدسالهٔ نفرین به پایان میرسد.
(یه زیبایی گفته بود بزارم)
زیبا خوبه همین؟
- ۱۴۲
- ۰۵ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط