{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

همچون تنِ عریانِ درختی

همچون تنِ عریانِ درختی

ز نبودت

خشکم ،.....
دیدگاه ها (۷)

و گناه ما این بود که عشق اولشان نبودیم...برای همین چشم هایما...

عزیز نداشته ام، سلام.حال روزگارت چطور است؟هنوز یاد مرا از آس...

:پشت ویترین مغازه کفش فروشی ایستاده بود ، قیمتها را میخواند ...

عاشقی؛باید قسمتِ آدم بشه ..وقتی شد،یهو به خودت میای، میبینی؛...

من ز دنیا، تو را برگزیدمرنج بی حد بپایت کشیدمتا شود سبز، باغ...

تن سپر کردیم پیش تیر باران جفاهرچه زخم آید ببوسیم و ز مَرهم ...

کاش ادامه داشت قصه قشنگ تو .....................

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط