{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عزیز نداشته ام، سلام.

عزیز نداشته ام، سلام.
حال روزگارت چطور است؟
هنوز یاد مرا از آسمان می چینی؟
سلام به خنده ی شیرینت برسان،
بگو گفت دلم سخت تنگت است!
من؟ من هم میگذرانم،
همان آدم روزهای سخت که میشناختی!
هنوز جمعه ها ابر دلم می بارد،
هنوز روزها یاد تو را می بویم.

عزیز نداشته ام، حال دلت چطور است؟
امیدوار گرفته نباشد،
غم زده، نگران، شکسته نباشد.
امیدوارم شادی شریک زندگی ات،
خوشبختی صبح بخیر روزهایت،
آرامش لالایی شب هایت باشد.
امیدوارم هر چند کم و ناچیز،
ولی میان خط زدن روزهای هفته ات،
یاد من سری به یاد شلوغت بزند.

عزیز نداشته ام،
مراقب گذر ساعت ها باش،
تک تک لحظه ها را نوازش کن،
دستی بکش به سر و روی خانه ی روحت،
شمعدانی های خاطرات را مرور کن،
با ثانیه ها چای بنوش و بخند.
می دانم که سخت است ولی،
تو مثل من نباش،
تو از دست من ننویس،
نگذار زندانی نداشته هایت شوی!

امیررضا_لطفی_پناه
دیدگاه ها (۲۳)

دوست داشتنتطعمِ گسِ خرمالویِ کالی بوددر دهان داغ تابستاندوست...

گاهی یک نفر باید باشد که:سرزنش نکند، تایید نکند، مخالفت نکند...

و گناه ما این بود که عشق اولشان نبودیم...برای همین چشم هایما...

همچون تنِ عریانِ درختیز نبودت خشکم ،.....

تک پارتی از شوگا ات : شوگا بیدار شو دیگه دیر می شه شوگا : یه...

𝒑𝒂𝒓𝒕 ³ ات: والا منم نمی خ...

داستان کوتاه: گیرنده ندارد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط