سناریو...
مستر جئون نویسنده : خیلی خب این سناریو اولین سناریو من قراره باشه و اگه گند زدم خیلی عذر خواهی می کنم چون یکی بهم گفت سناریو بنویسم نوشتم و اگه خوشتون اومد و دوست داشتید حتما بهم بگید یا درخواستی بدید تا بنویسم زیاد حرف نمیزنم ...♡ممنونم از حمایتاتون ♡)
☆وقتی بهشون اعتراف میکنی و فرار میکنی ☆
آر ام : واستا ببینم... این چه مرگش بود؟.. دوربین مخفی بود؟.. ها؟.. یعنی چی اصلا.. (بنده خدا هر جور حساب میکنه نمیفهمه چی شده😂 )
جین : خب البته که همه منو دوست دارن و میخوان باهام برن سر قرار چون من ورلدواید هندسامم.. و همچنین خیلیم خوشتیپم. یه اعتراف انقدر خجالت نداره که.. (بله بله همیشه حق با ورلدواید هندسامه 🤓)
شوگا : اون الان بهم اعتراف کرد و در رفت؟.. هعی.. روزگار خیلی عذر میخوام که دنبالش نمیرم چون خوابم میاد تا همینجاشم به زور اومدم.. (هیچی دیگه شوگا به منزلش برگشت و در تختش کپه شد 🤓)
جی هوپ : ها؟.. اون الان بهم اعتراف کرد؟.. هی ا/ت وایستا!.. کجا میری وایستااا... (جی هوپ دنبالت میاد و آخرش هم پیدا میکنه و اعترافت رو میپذیره گلیلیلی به همین آسونی 🤓)
جیمین :اون گفت دوستم داره... و بعدش.. در رفت.. فکر کنم میخواد گرگ بازی کنیم..حتما من گرگم باشه میرم میگیرمش هیهیهی.. (برادر اعتراف رو با بازی اشتباه گرفته 🤓)
تهیونگ : این چه مرگشه... به خدا تو فیلما هم که اعتراف میکنن اینجوری در نمیرن.. هی ا/ت واستااااااااااا.. من پاهام درد میکنن.. هی.. (التماست میکنم وایستا تهیونگ پاش نابود شد بچم پاش اوفو اوفو شدههه🤓)
جونگ کوک : ها؟.. این کیدراما زیاد دیده یا من.. خل شدم ؟.. هوی دختره... نه مثل اینکه اون کیدراما زیاد میبینه.. (سخن ندارم ولی اگه به روز اینجوری شد ابرو ریزی نکن محکم وایستا 🤓)
☆وقتی بهشون اعتراف میکنی و فرار میکنی ☆
آر ام : واستا ببینم... این چه مرگش بود؟.. دوربین مخفی بود؟.. ها؟.. یعنی چی اصلا.. (بنده خدا هر جور حساب میکنه نمیفهمه چی شده😂 )
جین : خب البته که همه منو دوست دارن و میخوان باهام برن سر قرار چون من ورلدواید هندسامم.. و همچنین خیلیم خوشتیپم. یه اعتراف انقدر خجالت نداره که.. (بله بله همیشه حق با ورلدواید هندسامه 🤓)
شوگا : اون الان بهم اعتراف کرد و در رفت؟.. هعی.. روزگار خیلی عذر میخوام که دنبالش نمیرم چون خوابم میاد تا همینجاشم به زور اومدم.. (هیچی دیگه شوگا به منزلش برگشت و در تختش کپه شد 🤓)
جی هوپ : ها؟.. اون الان بهم اعتراف کرد؟.. هی ا/ت وایستا!.. کجا میری وایستااا... (جی هوپ دنبالت میاد و آخرش هم پیدا میکنه و اعترافت رو میپذیره گلیلیلی به همین آسونی 🤓)
جیمین :اون گفت دوستم داره... و بعدش.. در رفت.. فکر کنم میخواد گرگ بازی کنیم..حتما من گرگم باشه میرم میگیرمش هیهیهی.. (برادر اعتراف رو با بازی اشتباه گرفته 🤓)
تهیونگ : این چه مرگشه... به خدا تو فیلما هم که اعتراف میکنن اینجوری در نمیرن.. هی ا/ت واستااااااااااا.. من پاهام درد میکنن.. هی.. (التماست میکنم وایستا تهیونگ پاش نابود شد بچم پاش اوفو اوفو شدههه🤓)
جونگ کوک : ها؟.. این کیدراما زیاد دیده یا من.. خل شدم ؟.. هوی دختره... نه مثل اینکه اون کیدراما زیاد میبینه.. (سخن ندارم ولی اگه به روز اینجوری شد ابرو ریزی نکن محکم وایستا 🤓)
- ۵۷۳
- ۱۱ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط