{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بازگرد ای خاطرات کودکی / بر سوار اسبهای چوبکی

بازگرد ای خاطرات کودکی / بر سوار اسبهای چوبکی
خاطرات کودکی زیباترند / یادگاران کهن ماناترند
درسهای سال اول ساده بود / آب را بابا به سارا داده بود
درس پند آموز روباه و خروس / روبه مکار و دزد و چاپلوس
روز مهمانی کوکب خانم است / سفره پر از بوی نان گندم است
کاکلی گنجشککی باهوش بود / فیل نادانی برایش موش بود
باوجود سوز و سرمای شدید / ریزعلی پیراهن از تن می درید
تا درون نیمکت جا می شدیم / ما پر از تصمیم کبری می شدیم
پاک کن هایی ز پاکی داشتیم / یک تراش سرخ لاکی داشتیم
کیفمان چفتی به رنگ زرد داشت / دوشمان از حلقه هایش درد داشت
گرمی دستانمان ا
دیدگاه ها (۸)

به تعظیم مردم این زمانه اعتماد نکن.تعظیم آنان همانند خم شدن ...

گابریل گارسیا مارکز:به آرامی آغاز به مردن می‌کنیاگر سفر نکنی...

ذکر روز سه شنب""ه یا اَرحَمَ الراحمین""( ای بخشنده ترین بخشن...

آموختم هرگاه کسی یادم نکرد. ..من یادش کنم. شاید او از من تنه...

کجاست آن خواب و خیال هایم؟!…کجاست آن همه ذوق رسیدن به آینده؟...

عکس بچگی هام.یادش بخیر. ولی همون پرستو دل نازکم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط