{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به خودم آمدم انگار تویی در من بود

به خودم آمدم انگار تویی در من بود
این کمی بیشتر از دل به کسی بستن بود
پیش چشم همه از خویش یلی ساخته ام
پیش چشمان تو اما سپر انداخته ام
دیدگاه ها (۳۲)

وقـتـے حـس میڪنم … جایــے در ایــטּ ڪره ے خاڪے . . تــو نف...

بـــه ســـلامــتـــے اون بـــعــضـيــــا کـــه مــيــگـــن :...

وسوسـه یعنـی تــو ، شـالیـزار هـم یعنـی بهشـتـــ بیخـودی آد...

دلتنگی... خوشه انگورسیاه است.... لگدکوبش کن...لگدکوبش کن... ...

به خودم آمدم انگار تویی در من بود🌸این کمی بیشتر از دل به کسی...

◝به خودم آمدم انگار تویی در من بود ؛‏این کمی بیشتر از دل بہ ...

شهید زنده ای جانباز نستوهصلابت در تنت پیچیده چون کوهگل خورشی...

فراتر از خویش

من که دلتنگ توام بامن بمان ، دل دل نکنتا دلم خالیست ، درجای ...

سلام حالتون چطوره !!!🫠🫠https://wisgoon.com/namotevariچه می خ...

و آن خالِ کوچک… آه، همان خالِ کوچک\! انگار خدا وقتی تو را آف...

منتهای صبر ای پیامت انتشار کربلاخطبه ات آیینه دار کربلاخطبه ...

قسم به ساحل چشمان ابریت عمریستبه لطف بارش چشم شماست گریانیمو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط