{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

I'm not jealous

I'm not jealous
part 46
_اونم برای بعد پرنسس..فعلا باید بریم خونه

از پرنسس گفتنش کارخونه ی قند توی دلم آب شد
چنان نیشم باز شد که فکر کنم جونگکوک تا ته حلقم هم دید
بعد در حالی که ماشین رو روشن میکرد دستمو با دستش چفت کرد و روی پاهام گذاشتم
دیگه داشت از چشمام قلب میپاشید

_وقتی اینجوری برای کارهام ذوق میکنی ترغیب میشم کارهای دیگه ای باهات انجام بدم

الان نکنه انتظار داره بگم نههههه تروخدا نههههه من الان نمیتونم من نمیخواممم
نمیتونم هم باز بگم بیا تروخدا انجامش بده
نگاهمو که دید خیلی در حالی که داشت دنده عوض میکرد دستمو به سمت خودش کشید و بوسید
هر کاری میکردم نیشم بسته نمیشد
اگه میتونستم همینجا لختش میکردم و بهش تجاوز میکردم
خب تقصیر من چیه پسر نباید اینقدر شیرین باشه

+یک کاری نکن تا صبح بی خواب بشم

_چشم پرنسس

پرنسس گفتنش باعث میشد یه حالی بشم
حس خوبی داشتم
از اینکه احساسمون متقابل بود
خیلی خوشحال بودم
ولی یه دقیقه صبر کن
این بشر که نگفت دوستت دارم
پس اعتراف نکرد ولی اینقدر حرفاش حس خوبی بهم داده بود که از صد تا اعتراف قشنگ تر بود
ولی بازم باید بهم اعتراف میکرد
به عمارت که رسیدیم پیاده شد و مثل یک جنتلمن در سمت من رو باز کرد
بعد خیلی قشنگ دستشو به سمتم دراز کرد
یهو گوشیش زنگ خورد
از ماشین که پیاده شدم در حالی که دستامو گرفته بود داشت با تلفن حرف میزد

_آره..با منه..

در حالی که با کنجکاوی نگاهش میکردم اروم گفت

_داداشته

منم مثل خودش آروم گفتم

+یکمی خم شو

اونم یکمی خم شد منم که داشتم از فضولی میکردم گوشمو به گوشی چسپوندم

✓مینجی میدونم می‌شنوی..می‌دونی هه رین کجاست؟

داداش منو باش
به جای اینکه روی من غیرتی بشه بگه حق نداری وارد رابطه بشی جونگکوک فلانه بمانه فاصله ات رو رعایت کن بعد این داره در مورد دوستم از من میپرسه؟
دیدگاه ها (۷)

سوپرایزززز

I'm not jealous part 44_اگه بگم اره تا آخرش پیش میری؟خودمون ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط