ادامه
ادامه...
+ی...یعنی تو منو...(گریه)
_آره...دوست دارم فقط بابات(گریه)
+بابام چی؟(گریه)
(فلش بک به ۴ هفته پیش)
که در باز شد
×وایسا ببینم جونگکوک چرا ا.ت رو بغل کردی
_راستش داشتم می افتادم که جونگکوک منو گرفت
+راست میگه
منو گذاشت زمین بعدش دو تا دستاش رو توی جیبش گذاشت
×جونگکوک امشب اینجا میمونیم
جونگکوک یه نگاه به من انداخت بعدش نیشخند زد
+باشه برو میام
×باشه(سرد)
+امشب مواظب خودت باش
_من حواسم به خودم هست الانم برو بیرون
+باشه پرنسسم
بعد از اینکه جونگکوک رفت روی تختم نشستم که یکی درو زد
_بفرمایید
ب.ک:منم ا.ت
_سلام عمو بیاین بشینین...کارم داشتید؟
ب.ک:آره خب چجوری بگم...ام
_عمو با من راحت باشید بگید چی شد
ب.ک:خب درمورد جونگکوکه
_جونگکوک چه ربطی به من داره
ب.ک:خیلی ربط داره اون الان تورو انتخاب کرده یعنی توی این چند سال اخیر خیلی ها باهاش بودن بعد ولشون کرده یعنی به معنی...زیرخواب و الانم من دوست ندارم غیر از لونا کسی دیگه با جونگکوک باشه ازش دور شو ا.ت...وگرنه عواقب خوبی از سمت من نداره
_ب...باشه عمو
ب.ک:آفرین...زیادم باهاش گرم نگیر
_باشه عمو
ب.ک:من رفتم
_بری که دیگه برنگردی(زیرلب)
ب.ک:چیزی گفتی
_نه
ب.ک:من رفتم
_باشه عمو
اون رفت
آخه من چرا تو عمرم یکی رو دوست دارم باید نزدیکش نشم چرا آخه(گریه)
(پایان فلش بک)
_همین
+یعنی تو از اون موقع به من حسی داشتی
_آره...اون روزم که مست کردم زیاد مست نبودم اونا رو...خودم انجام دادم
+...
_میدونم این همه موضوع باعث میشه شوکه بشی
+ا.ت فردا راس ساعت ۱۲ بیا کافه...
_باشه خداحافظ
+خداحافظ
ویو کوک
آخه چرا باید بابام اینکارو کنه دسته خیانت کار بودم تاحالا ولی عشقم به ا.ت واقعیه فردا باهاش قرار میزارم و دوباره بهش در خواست ازدواج میدم
+ی...یعنی تو منو...(گریه)
_آره...دوست دارم فقط بابات(گریه)
+بابام چی؟(گریه)
(فلش بک به ۴ هفته پیش)
که در باز شد
×وایسا ببینم جونگکوک چرا ا.ت رو بغل کردی
_راستش داشتم می افتادم که جونگکوک منو گرفت
+راست میگه
منو گذاشت زمین بعدش دو تا دستاش رو توی جیبش گذاشت
×جونگکوک امشب اینجا میمونیم
جونگکوک یه نگاه به من انداخت بعدش نیشخند زد
+باشه برو میام
×باشه(سرد)
+امشب مواظب خودت باش
_من حواسم به خودم هست الانم برو بیرون
+باشه پرنسسم
بعد از اینکه جونگکوک رفت روی تختم نشستم که یکی درو زد
_بفرمایید
ب.ک:منم ا.ت
_سلام عمو بیاین بشینین...کارم داشتید؟
ب.ک:آره خب چجوری بگم...ام
_عمو با من راحت باشید بگید چی شد
ب.ک:خب درمورد جونگکوکه
_جونگکوک چه ربطی به من داره
ب.ک:خیلی ربط داره اون الان تورو انتخاب کرده یعنی توی این چند سال اخیر خیلی ها باهاش بودن بعد ولشون کرده یعنی به معنی...زیرخواب و الانم من دوست ندارم غیر از لونا کسی دیگه با جونگکوک باشه ازش دور شو ا.ت...وگرنه عواقب خوبی از سمت من نداره
_ب...باشه عمو
ب.ک:آفرین...زیادم باهاش گرم نگیر
_باشه عمو
ب.ک:من رفتم
_بری که دیگه برنگردی(زیرلب)
ب.ک:چیزی گفتی
_نه
ب.ک:من رفتم
_باشه عمو
اون رفت
آخه من چرا تو عمرم یکی رو دوست دارم باید نزدیکش نشم چرا آخه(گریه)
(پایان فلش بک)
_همین
+یعنی تو از اون موقع به من حسی داشتی
_آره...اون روزم که مست کردم زیاد مست نبودم اونا رو...خودم انجام دادم
+...
_میدونم این همه موضوع باعث میشه شوکه بشی
+ا.ت فردا راس ساعت ۱۲ بیا کافه...
_باشه خداحافظ
+خداحافظ
ویو کوک
آخه چرا باید بابام اینکارو کنه دسته خیانت کار بودم تاحالا ولی عشقم به ا.ت واقعیه فردا باهاش قرار میزارم و دوباره بهش در خواست ازدواج میدم
- ۱۴.۶k
- ۰۹ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط