{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاش مےشد لحظہ ها را پس گرفت

کاش مےشد لحظہ ها را پس گرفت
عشق هاے بےصدا را پس گرفت
یا ورق زد کودکے را باز هم
روزهاے با صفا را پس گرفت
روے بودن یا نبودن خط کشید
لطف بے حد خدا را پس گرفت
بار دیگر یک غزل را کوک کرد
قصہ هاے آشنا را پس گرفت
انتهاے عشق را ول کرد و رفت
ابتداے ماجرا را پس گرفت
پرسہ زد در کوچہ ے دیروزها
باز آن حال و هوا را پس گرفت
دیدگاه ها (۱)

از پنج انگشتآن که زخمی ست، خاطره دارم

شکستن دلبه شکستن استخوان دنده مےمانداز بیرون همه چیز روبراه ...

تو نباشے نَفَسم را به دَرَک خواهم دادپاسخ ِ لطف ِ خدا را مَت...

تو دیدے اشک چشمم را ، ولےبی اعتنا رفتےسکوت گریه هایم را شنید...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p21کسی مقابلش ایستاد.از شدت ترمز، نزدیک ب...

فیک : بین راندها

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط