{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.
دیدگاه ها (۷)

دختر و پسر کوچکی با هم تو کوچه داشتن گریه میکردن ! مردی آمد ...

دلم دریاچه ی غم شد دوبارهقد آیینه ها خم شد دوبارهصدای سنج و ...

کاش جنس دلها از کاغذ بود نه از شیشه ! آری ، سوختن بهتر از شک...

عشق مثل خورشید میمونه ، هنوز از طلوعش لذت نبردی از غروبش دلگ...

#تکست_عاشقانه

#تکست_عاشقانه

«شب، تمامِ آن حرف‌هایی را که در روز از ترسِ گریه نگفتم، به ز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط