{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#حکایت شیخ را گفتند:«فلان کس بر روی آب می‌رود».

#حکایت شیخ را گفتند:«فلان کس بر روی آب می‌رود».
گفت: «سهل است. وزغی و صعوه ای نیز بروی آب می‌رود».
گفتند که: «فلان کس در هوا می‌پرد!»
گفت: «زغنی ومگسی در هوا بپرد».
گفتند: «فلان کس در یک لحظه از شهری به شهری می‌رود».
شیخ گفت: «شیطان نیز در یک نفس از مشرق به مغرب می‌شود، این چنین چیزها را بس قیمتی نیست. مرد آن بود که در میان خلق بنشیند و برخیزد و بخسبد و با خلق ستد و داد کند و با خلق در آمیزدو یک لحظه از خدای غافل نباشد.
#زمان_قدیم #فردوس_برین
دیدگاه ها (۵)

شیخ را گفتند:«فلان کس بر روی آب می‌رود». گفت: «سهل است. وزغ...

#حکایت/ گران بهاترین شی شیخ ابی سعید ابی الخیر را گفتند: فل...

گران بهاترین شیشیخ ابی سعید ابی الخیر را گفتند:فلان کس بر رو...

★ مرد کیست ؟ ★ابوسعيد را گفتند : كسى را می ‏شناسيم كه مقام ...

📚 👈 مرد کیست؟ابوسعید را گفتند: کسی را می شناسیم که مقام او ...

مرد كيست ؟ابوسعيد را گفتند: كسى را مى شناسيم كه مقام او آن چ...

ابوسعید را گفتند: کسى را مى شناسیم که مقام او آن چنان است که...

روزی در مجلس «ابوسعید ابو الخیر» با یارانش نشسته بود ودر بار...

شیخ را گفتند: که فلان دانشجو معدلش 20 میشود گفت: سهل است! دا...

تاریخچه شهرسنندج.....قسمت یازدهم...سنندج، مرکز استان کردستان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط