{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آن چنان غرق تو بودم که خودم یادم رفت

آن چنان غرق تو بودم که خودم یادم رفت
خیره در چشم تو آنقدر که غم یادم رفت

نذر چشمان تو هر شب به حرم می رفتم
محو چشمان تو بودم که حرم یادم رفت

بین دستان تو با من دو قدم فاصله بود
دو قدم فاصله تنها، دو قدم یادم رفت

خواستم نام تو هر روز به یادم باشد
پشت دستم بنویسم... که قلم یادم رفت

کاش میشد به من و حرف دلم گوش کنی
کاش باور بکنی حرف خودم یادم رفت''

دیدگاه ها (۲)

درد سنگین , سینه غمگین .. باز هم اشعار ِ عشقمانده ام انگشت ب...

«بے اجازه دوستتـــــ دارم» چشم از تو... اشڪ از مڹ...دݪ از تو...

اجازه هست کــــه اسم ترا صدا بزنمبه عشق قبلی یک مرد پشت پا ب...

تورا باچشم دل دیدن چه خوب است برایت تک گلی چیدن چه خوب است ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط