{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

درد سنگین , سینه غمگین .. باز هم اشعار ِ عشق

درد سنگین , سینه غمگین .. باز هم اشعار ِ عشق
مانده ام انگشت بر لب , روز و شب در کار ِ عشق
عین و شین و قاف را , بالا و پائین کردم و
عاقبت هم در نیاوردم , سَر از اسرار عشق
چشم ظاهربین ما , از چشم ِ دل افتاده پیش
عاشقان را جمله میبیند فقط , بَر دار ِ عشق

معنی عشق حقیقی چیست یا معشوق کیست؟
چشم ِ دل را بازتر کُن , بر در و دیوار ِ عشق
مال و یار و دیگری , بوی مجازی میدهند
در حقیقت هست اینجا نکته ی دشوار عشق
عشق غیر از ذاتِ حق , محکوم در اصل فناست
مطلبی ارزنده شُد حاصل در این گفتار ِ عشق

بیتِ آخر , جمع بندی میکنم مقصود را
نیست لایق عشق را , غیر از خدا دادار ِ عشق
دیدگاه ها (۲)

«بے اجازه دوستتـــــ دارم» چشم از تو... اشڪ از مڹ...دݪ از تو...

تو که هستی که دلم دربدر کوی تو شدروی زیبای تو نادیده به هر س...

آن چنان غرق تو بودم که خودم یادم رفتخیره در چشم تو آنقدر که ...

اجازه هست کــــه اسم ترا صدا بزنمبه عشق قبلی یک مرد پشت پا ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط