قشنگ ترین اشتباه پارت
قشنگ ترین اشتباه پارت ²¹
_ راستی شنیدم معلمتون خیلی سخت گیره....
اونجا حداقل دسته گل به آب نده !!
+ دقیقا من کی دسته گل به آب دادم که بار دومم باشه ؟!
_ انقد زیاده که حساب از دستم در رفت....
+ خیلی خب !!
_ اوه....حرف گوش کن شدی !!
+ بودم....
_ آره بودی....
ولی الان نیستی !!
+ مشکلیه ؟!
_ هوم نه اصلا !! (تمسخر آمیز)
+ ایش....
رومو ازش گرفتم و با گوشیم سرگرم شدم....
چیز زیادی نگذشت که رسیدیم....اوه چه بزرگه اینجا !!
_ فقط کلاستو پیدا کن و رو درست تمرکز کن فکری به سرت نزنه !!
+ باشه....
میای دنبالم ؟!
_ آره خدافظ !!
+ خدافظ !!
بعد از خدافظی از ماشین پیاده شدم و سمت در ورودی رفتم....
استرس عجیبی داشتم....نمیدونم چرا ؟!
وارد شدم و به دنبال دفتر مدیر گشتم....
که پیداش کردم....وارد شدم و گفتم....
+ سلام....
_ سلام....شما باید شاگرد جدید باشین !!
پارک ا.ت درسته ؟!
+ بله....
میشه بگین کلاس یازدهم کجاست ؟!
_ البته....دنبالم بیاین !!
از پشت میزش خارج شد و به راه افتاد....
دنبالش کردم و رسیدم به کلاسم....اوه چه صدای سر و صدایی میاد !!
مدیر در زد و وارد شد....
چند باری دست زد تا بچه های کلاس ساکت شن و بعد گفت....
_ خیلی خب !!
همه توجه کنید....
امروز یه شاگرد جدید داریم که از سئول اومده !!
بهش خوش آمد بگین....بیا تو !!
نفسمو راحت بیرون دادم و وارد شدم و کنار مدیر وایسادم که گفت....
_ خودتو معرفی کن !!
+ سلام....من پارک ا.ت هستم و از سئول اومدم !! (تعظیم)
_ خب ا.ت تو میتونی بری پیش....
دنبال جای مناسب گشت و گفت....
_ پیش یونگی بشینی !!
+ باشه....
به سمت میزی که مدیر گفت رفتم و پیش همون پسره یعنی یونگی نشستم....
کیفمو آویزون کردم که گفت....
_ ا.ت....درسته ؟!
+ بله....
_ من مین یونگیم ولی تو هرجور دوست داری صدام کن !!
+ چرا ؟!
_ چون از این لحظه به بعد تو مال منی....
+ بیخیال بابا برو گمشو....
_ اوه....از این حرفا هم بلدی که !!
جوجه کوچولو....
+ جوجه خودتی دیگه هم اینطوری با من صحبت نکن که نشونت میدم دیگه چیا بلدم !!
ادامه دارد....
¹⁵ لایک
_ راستی شنیدم معلمتون خیلی سخت گیره....
اونجا حداقل دسته گل به آب نده !!
+ دقیقا من کی دسته گل به آب دادم که بار دومم باشه ؟!
_ انقد زیاده که حساب از دستم در رفت....
+ خیلی خب !!
_ اوه....حرف گوش کن شدی !!
+ بودم....
_ آره بودی....
ولی الان نیستی !!
+ مشکلیه ؟!
_ هوم نه اصلا !! (تمسخر آمیز)
+ ایش....
رومو ازش گرفتم و با گوشیم سرگرم شدم....
چیز زیادی نگذشت که رسیدیم....اوه چه بزرگه اینجا !!
_ فقط کلاستو پیدا کن و رو درست تمرکز کن فکری به سرت نزنه !!
+ باشه....
میای دنبالم ؟!
_ آره خدافظ !!
+ خدافظ !!
بعد از خدافظی از ماشین پیاده شدم و سمت در ورودی رفتم....
استرس عجیبی داشتم....نمیدونم چرا ؟!
وارد شدم و به دنبال دفتر مدیر گشتم....
که پیداش کردم....وارد شدم و گفتم....
+ سلام....
_ سلام....شما باید شاگرد جدید باشین !!
پارک ا.ت درسته ؟!
+ بله....
میشه بگین کلاس یازدهم کجاست ؟!
_ البته....دنبالم بیاین !!
از پشت میزش خارج شد و به راه افتاد....
دنبالش کردم و رسیدم به کلاسم....اوه چه صدای سر و صدایی میاد !!
مدیر در زد و وارد شد....
چند باری دست زد تا بچه های کلاس ساکت شن و بعد گفت....
_ خیلی خب !!
همه توجه کنید....
امروز یه شاگرد جدید داریم که از سئول اومده !!
بهش خوش آمد بگین....بیا تو !!
نفسمو راحت بیرون دادم و وارد شدم و کنار مدیر وایسادم که گفت....
_ خودتو معرفی کن !!
+ سلام....من پارک ا.ت هستم و از سئول اومدم !! (تعظیم)
_ خب ا.ت تو میتونی بری پیش....
دنبال جای مناسب گشت و گفت....
_ پیش یونگی بشینی !!
+ باشه....
به سمت میزی که مدیر گفت رفتم و پیش همون پسره یعنی یونگی نشستم....
کیفمو آویزون کردم که گفت....
_ ا.ت....درسته ؟!
+ بله....
_ من مین یونگیم ولی تو هرجور دوست داری صدام کن !!
+ چرا ؟!
_ چون از این لحظه به بعد تو مال منی....
+ بیخیال بابا برو گمشو....
_ اوه....از این حرفا هم بلدی که !!
جوجه کوچولو....
+ جوجه خودتی دیگه هم اینطوری با من صحبت نکن که نشونت میدم دیگه چیا بلدم !!
ادامه دارد....
¹⁵ لایک
- ۷.۳k
- ۳۰ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط