part

#part_❶❶
#khanevadeh_hoseleh_sar_bar

مجید:آرمین نمیای؟+هنوز+آماده+نشودیا
آرمین:+نمیام+برین
مسیح+:+باش+بریم
یونا:+گناه+داره+طفلی+
آرمین+:+ن+اومدممممممم+
امین خوشحالم+اومدی😂
آرمین : صب کنین آماده شم بریم
همه : باش 😂
Youna:
آرمینم رفت حاضر شد از خونه رفتیم بیرون... همه مشغول حرف زدن بودن منم گوشیمو باز کردم ببینم چه خبرا هس نیس یه عکس از خودم گرفتم استوری گذاشتم.... ما الان با بچه ها بیرونیم میریم رستوران....
بعد گوشیو خاموش کردم رفتم سمت بچه ها...
آرمین : من میخواستم حاضر نشم یکم ناز کنم دیگ... شما هم همچیو جدی میگیرین 🙄
یونا : ما از ناز کردن و این چیزا سر در نمیاریم... 😂
مسیح : خودشم ناز کردن برا دختراس 😂
امین : اگ نمیایم منو حامیم بریم...
همه : اومدیم..
یونا : رفتیم سوار ماشین شدیم بالاخره هممون تو یه ماشین جا نمیشیم که... اگ هم جاشیم به جور
منو مسیح و آرمین و مجید یه ماشین نشستیم... امینو و حامیمو علی یه ماشین...
خدایی جمعیتمون چقد زیاد شده؟!؟
هنو برا آرش و امیر و رهام لوکیشن فرستادیم بیان 😂 خدا میدونه تو یه ماه قراره چقد شیم؟!!
یه سری به اینستا زدم ببینم از استوری جدیدم چیا نوشتن!! دیدم یکی نوشته... « کاش ما رو هم دعوت میکردین! » یکی نوشته بود... « اسم رستورانو هم میگین ما بیایم 😂 ؟ » خدایی از این جمله خندم گرفت .... عجب سمی!!
آرمین : چیه مرض داری؟
مسیح : 😐
مجید : ....
دیدگاه ها (۰)

#part_❶❷#khanevadeh_hoseleh_sar_barمجید+:+هه+هه+خنده+داشتیون...

#part_❶❸#khanevadeh_hoseleh_sar_barامین : من بهشون شک دارم م...

#part_❶⓿#khanevadeh_hoseleh_sar_bar+رفتم+حموم+بچه+ها+هم+رفتم...

#part_❾#khanevadeh_hoseleh_sar_bar پیش امین... مسیح : بریزیو...

ارباب مرگبار من : پارت ۱۱

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط