{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نیمه شب شد به دلش روضه ی ارباب افتاد

نیمه شب شد به دلش روضه ی ارباب افتاد

باز هم شاعر بیچاره که از خواب افتـاد

ذکر ها از پی هم شعر شدند ، تا اینکه

نوبت ذکر حسین شد دهنش آب افتاد
دیدگاه ها (۲)

من یک زنم ...خالقم سوره ای به نامم نازل کرد!من یک زنم...خالق...

پر بزن...چـــــــــــــــــادرت تو را بال است...چـــــــــــ...

به افتخار همسران چادرینیشخندی زد و گفت:مگر این معشوقه دلبری ...

آقای من...گیج و حیرانم مکن در وادی کرب و بلا یک کلامش کن بگو...

عاشقانه های شبنم

شبای مُحرّم همه زیر یه پرچم چه حالی داره نورٌ علی نور زیارت ...

*عزیز فاطمه در قتله گاه گیر افتادبه دست حرمله شمشیر تیز ‌و ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط