{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

📷

📷
دلم می خواست در عصر دیگری دوستت می داشتم،
در عصری مهربان تر و شاعرانه تر،
عصری که عطر کتاب،
عطر یاس و عطر آزادی را بیشتر حس می کرد!

دلم می خواست تو را در عصر شمع دوست می داشتم،
در عصر هیزم و بادبزن های اسپانیایی
و نامه های نوشته شده با پر
و پیراهن های تافته رنگارنگ
نه در عصر دیسکو، ماشین های فِراری و شلوارهای جین!

دلم می خواست تو را در عصر دیگری می دیدم،
عصری که در آن گنجشکان، پلیکان ها
و پریان دریایی حاکم بودند،
عصری که از آن نقاشان بود،
از آن موسیقی دان ها، عاشقان، شاعران، کودکان و دیوانگان!

دلم می خواست تو با من بودی در عصری که بر گُل،شعر و بوریا و زن ستم نبود!

ولی افسوس ما دیر رسیدیم!
ما گل عشق را جستجو می کنیم،...
در عصری که با عشق بیگانه است. #نزار_قبانی
دیدگاه ها (۱)

📷 تو رو از دور دلم دید اما نمی دونست چه سرابی دیدهمن دیوونه ...

📷 بادبادک با اینکه میداند زندگی اش به نخی بند است، باز هم در...

هر کدام از ما در این پهنه‌ی هستی، مسافرانِ جاده‌ای هستیم که ...

Beauty and the beast...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط