{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پایانی بی آغاز

پایانی بی آغاز
p19
ویو آیلین:

بلند شدم برم پایین آب بخورم که یهو از سمته سالن صدای شکسته شدن چیزی اومد، رفتم پایین که دیدم سه تاشون مست افتادن یه گوشه و یکی از شیشه ها از روی میز افتاده، تا اینو دیدم رفتم سمتشون

تهیونگ: آیلین... اومدی؟ (مست)

جونگکوک: چـ..چطوری ناتنی(مست)

آیلین: خاک تو سرتون که انقد خوردین که حتی نمیتونین مثل آدم زر بزنین

رفتم سمت میز و همه ی قوطی هارو جمع کردم و انداختم دور
تهیونگ و جون ووک رو گذاشتم رو مبل و یه پتو انداختم رو هر کدومشون جونگکوک هم به زور به خودم بردم بالا که رسیدیم تو راهروی اتاق ها که یهو وایساد

آیلین: چه مرگته، نمیتونم کولت کنم تا اتاقت خودت باید راه بیای

جونگکوک: خــ..خودم میرم تو اتاقم(مست)

آیلین: پس هرچه زود تر از جلو چشمام خفه شو

جونگکوک انقد تلو تلو خورد تا اینکه
رفت تو اتاقش منم رفتم تو اتاقم
رفتم بخوابم ولی هرکاری کردم خوابم نبرد
رفتم وان حمومه اتاقو پر کردمو حدود نیم ساعت نشستم اونجا بعدش دوشمو گرفتم اومدم بیرون، یه کراپ و شلوارک مشکی پوشیدم و نشستم جلو آیینه روتین پوستیمو انجام دادم بعدش هم موهامو شونه کردم و خشکشون کردم
داشتم موهامو میبافتم که بخوابم که یهو دره اتاق باز شد...
سرمو چرخوندم که دیدم جونگکوک توی چهارچوب در ایستاده بود

آیلین: چه مرگته

جونگکوک: چرا

آیلین: چرا چی؟ مثله آدم حرف بزن

جونگکوک: چرا انقدر تح*ریک کننده ای، اون پاهای سفیدت... اونـ. اونا بیشتر تح*ریکم میکنه که به فا*کت بدم..

آیلین: جـ.جونگکوک تو مستی. برو بیرون

جونگکوک: نمیخوام، میخوام شبو باهم صبح کنیم

آیلین: من نمیخوام، گمشو بیرون

جونگکوک همینطور داشت میومد نزدیک تر منم هی میرفتم عقب
که یهو اومد سمتم و پرتم کرد رو تخت، تمام تلاشمو کردم که از روی خودم بلندش کنم ولی اصلا زورم نمیرسید، در برابرش قدرتم هیچ بود، و این منو میترسوند

جونگکوک: ناتنی کوچولو، امشب باید بهم حال بِدی(خمار)

اومدم دستمو بلند کنم بزنم تو گوشش که با یه دستش دوتا دستامو قفل کرد و با اون یکی دستش پاهامو گرفت که نتونم تکونشون بدم

جونگکوک: آخی، من تجربیاتم بیشتر از اینه عزیزم نمیتونی کاری انجام بدی(نیشخند)

آیلین: ولم کن عوضی از اینجا گمشو

جونگکوک: آخی کوچولو، اشکال نداره امشب زیاد کاری باهات ندارم ولی دفعه ی بعد رحم نمیکنم

تا اومدم چیزی بگم لبشو گذاشت رو لبم و...

شرط:
8 بازنشر
20 لایک
20کامنت
حمایتم کنین جیگرا♥😜
دیدگاه ها (۲۳)

این تنها باختیه که برندت میکنه...) #جنی#لیسا#رزی#جیسو#بلک_پی...

والا شَرش کم😏#جنی#لیسا#رزی#جیسو#بلک_پینک#تهیونگ#وی#جونگکوک#ی...

عرررررررررررررر این مرتیکه فقط میخواد مارو سکته بده😭😭🛐 #جنی#...

اندازه ی گراز هم نبودی🙄 #جنی#لیسا#رزی#جیسو#بلک_پینک#تهیونگ#و...

چشمام رو وا کردم و دیدم تو اتاقم نیستم پاشدم رفتم مدرسه مایک...

وقتی اون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط