{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پایانی بی آغاز

پایانی بی آغاز
p20
ویو جونگکوک:

وقتی غذامونو خوردیم رفتیم یکم گیم بزنیم و آیلین رفت بالا
یک ساعت گذشت که دیگه خسته شدیم پس تهیونگ رفت و یکم ویسکی اورد و نشستیم به نوشیدن
حدود یه ساعت گذشته بود که میشد گفت فقط من بودم که زیاد مست نشده بودم
همینطور تو حال خودمون بودیم که یهو دست جون ووک خورد به شیشه ی ویسکی و شکست
آیلین اومد پایین

تهیونگ: آیلین... اومدی؟(مست)

منم که دیدم اینطوریه یکم خودمو زدم بحالت مستی

جونگکوک: چــ.. چطوری ناتنی(مست)

آیلین: خاک تو سرتون که انقد خوردین که حتی نمیتونین مثل آدم زر بزنین

رفت قوطی هارو جمع کرد بعدش اومد کمک اون دوتا و گذاشتشون رو مبل و اومد سمتم و بلندم کرد و برد سمته اتاقم
از حق نگذریم هم زورش زیاد بود هم من زیاد تعادل نداشتم وقتی دیگه رسیدیم تو راه روی اتاقا بهش گفتم خودم میرم و میشه گفت به سختی رفتم تو اتاقم و ولو شدم رو تخت

هرچی چشمامو میبستم عکس پاها و بدن آیلین میومد جلو چشمم
به زور رفتم تو حمام و یه دوش آب یخ گرفتم و اومدم بیرون دیگه تقریبا مستی از سرم پریده بود ولی عکس بدن آیلین از مغزم نه
لباسمو پوشیدمو رفتم سمته اتاقش
که دیدم صدای دوش میاد رفتم خیلی آروم جوری که نفهمه دره حمامشو باز کردم که دیدم توی وان دراز کشیده ولی اون کفای لعنتی روی بدنشو پوشونده بود و فقط استخون ترقوش معلوم بود با یه تیکه از رونش همونجا نشستم و حدود ده دقیقه بهش نگاه کردم و بعدش اومدم بیرون
و یکم نشستم رو تختش که دیدم صدای خالی شدن وان میاد پس سریع از اتاق رفتم بیرون و حدود نیم ساعت بعد دیدم صدای سشوار قطع شد و درو باز کردم دیدم داره موهاشو میبافه

خلاصه یکم بحث کرد که رفتم سمتش و انداختمش رو تخت
بدبخت هی زور میزد منو بلند کنه ولی هرچقد هم زورش زیاد باشه به من نمیرسه😏
...
❌ بقیش تو کامنتا❌
شرط پارت بعد
7 بازنشر
19 لایک
20کامنت
دیدگاه ها (۲۰)

راجب این یکی دیگه با من بحث نکن 😂#جنی#لیسا#رزی#جیسو#بلک_پینک...

آپدیت تیک تاک و اینستا جونگکوک ✨🛐#جنی#لیسا#رزی#جیسو#بلک_پینک...

..اینو یادت باشه.. #جنی#لیسا#رزی#جیسو#بلک_پینک#تهیونگ#وی#جون...

پایانی بی آغازp19ویو آیلین: بلند شدم برم پایین آب بخورم که ی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط