ری اکشن شخصیت های توکیو ریونجرز «پارت۳»✨
ری اکشن شخصیت های توکیو ریونجرز «پارت۳»✨
مـــوضـــوع:«اگه بهشون بگیم ددی»
--------------------------------------------
سانزو💊
تو تو خونه بودی سانزو هم تازه رسیده بود
خواستی کرم بریزی و گفتی...
تو:ددی شونه هام درد میکنه
سانزو:میخوای ماساژشون بدم بیبی؟؟
تو:ارههه
سانزو:در حال ماساژ دادن*خوبه؟؟
تو:اخیشش...ارهه
سانزو:گاز گرفتن گردنت*,
تو:آخ...چیکار میکنیی؟؟
سانزو:تحریکم میکنی همین میشه دیگه
و دیگه تسبیح هم کنارتون باشه 😗😃😃
------------------------------------------------------
ایزانا💫
ایزانا تازه از گنگ اومده بود و تو هم داشتی تو آشپزخونه کار میکردی و نشنیدی که ایزانا اومد خونه و ایزانا هم از پشت اومد بغلت کرد
تو: جیغغغغغغغ*
ایزانا:اخخخ..اینطوری جیغ نزن
تو:وای ...ترسیدمم...چیزیت که نشد ددی؟؟
ایزانا:نه چ-وایسا الان چی گفتی
تو:گفتم د...ببین ...از دهنم در رفت او...اوکی؟؟
ایزانا:نه تو با دهن خودت گفتی
ایزانا:بردنت به سمت اتاق*
تو:وا...وایسا ایزانااا
ایزانا:رسیدن به اتاق و انداختنت روی تخت*
تو:هی...ای..ایزانا
ایزانا:هیسسس...امشب باید منو پادشاه صدا کنی^^
و باز به چوخ رفتی
-------------------------------------------
کاکوچو 🌚
باهم تو خونه بودید و داشتین فیلم میدیدین که گفتی
تو: ددی ....خوابم میاد..
کاکوچو:چی؟؟سرخ علی*با..باشه ب..بیا ب..بریم بخ..بخوابیم...
تو :چی شده؟چرا تته پته میکنی؟؟
کاکوچو:یعنی یادت نمیاد الان چی گفتی؟؟
تو:نه
کاکوچو:باشه بیا بریم بخوابیم
خب رفتین خوابیدین🌚
فکر نکنید کاکوچو اینجوریه
بچه مظلومه🥲
تامامممم
مـــوضـــوع:«اگه بهشون بگیم ددی»
--------------------------------------------
سانزو💊
تو تو خونه بودی سانزو هم تازه رسیده بود
خواستی کرم بریزی و گفتی...
تو:ددی شونه هام درد میکنه
سانزو:میخوای ماساژشون بدم بیبی؟؟
تو:ارههه
سانزو:در حال ماساژ دادن*خوبه؟؟
تو:اخیشش...ارهه
سانزو:گاز گرفتن گردنت*,
تو:آخ...چیکار میکنیی؟؟
سانزو:تحریکم میکنی همین میشه دیگه
و دیگه تسبیح هم کنارتون باشه 😗😃😃
------------------------------------------------------
ایزانا💫
ایزانا تازه از گنگ اومده بود و تو هم داشتی تو آشپزخونه کار میکردی و نشنیدی که ایزانا اومد خونه و ایزانا هم از پشت اومد بغلت کرد
تو: جیغغغغغغغ*
ایزانا:اخخخ..اینطوری جیغ نزن
تو:وای ...ترسیدمم...چیزیت که نشد ددی؟؟
ایزانا:نه چ-وایسا الان چی گفتی
تو:گفتم د...ببین ...از دهنم در رفت او...اوکی؟؟
ایزانا:نه تو با دهن خودت گفتی
ایزانا:بردنت به سمت اتاق*
تو:وا...وایسا ایزانااا
ایزانا:رسیدن به اتاق و انداختنت روی تخت*
تو:هی...ای..ایزانا
ایزانا:هیسسس...امشب باید منو پادشاه صدا کنی^^
و باز به چوخ رفتی
-------------------------------------------
کاکوچو 🌚
باهم تو خونه بودید و داشتین فیلم میدیدین که گفتی
تو: ددی ....خوابم میاد..
کاکوچو:چی؟؟سرخ علی*با..باشه ب..بیا ب..بریم بخ..بخوابیم...
تو :چی شده؟چرا تته پته میکنی؟؟
کاکوچو:یعنی یادت نمیاد الان چی گفتی؟؟
تو:نه
کاکوچو:باشه بیا بریم بخوابیم
خب رفتین خوابیدین🌚
فکر نکنید کاکوچو اینجوریه
بچه مظلومه🥲
تامامممم
- ۴۷۲
- ۰۱ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط