{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو تیمارستان با گریه فریاد میزدم...

تو تیمارستان با گریه فریاد میزدم...
بخدا قرصامو میخورم ، فقط شبا دستامو نبندید به تخت...!
شما نمیدونید وقتی نیمه‌های شب به خوابم میاد و ازم میخواد بغلش کنم و نمیتونم دستامو به سمتش باز کنم چقد درد داره برام...(:
دیدگاه ها (۱)

وقتی از عشقم و احساسم بهش گفتم ...گفت اینجا مجازیه دل نبندما...

. وقتےناراحتم⤿..͜. میخندم⤿..͜. ‌وقتےیکیےولم‌میکنہ⤿..͜. ‌ب‍'ز...

دختر: می دونی! دلم… برای یک پیاده روی با هم… برای رفتن به مغ...

کاش میشدمرد بدون اینکه تو این دنیا وابستگی داشته باشی :(خستم...

عشق دردناک²p³⁰روی تخت دراز کشیدم و پتو رو روی خودم و ا.ت کشی...

†‌ رم࣪آﻥ: مآ࣪ه خونی࣪⎯݄ݐأر̼ت: 1 به قَـلَمِ چوꨲیا࣪ ‌ ‌ ...

#گـیـسـویـ اربــابــ . . ."🥵🧡 "#𝐏𝐀𝐑𝐓.2فکر کنم نیم ساعت شده ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط