{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من با #تو می‌نویسم و می‌خوانم

من با #تو می‌نویسم و می‌خوانم
من با تو راه می‌روم و حرف می‌زنم
وز شوقِ این محال:
_که دستم به دست توست!_
من،جای راه رفتن،
پرواز می‌کنم!



#فریدون_مشیری
دیدگاه ها (۵)

چشم ِ مست ِ تو به غارتگـری اش می نازد به سر ِ گردنه کبک ِ در...

عاﺷﻖ ﻧﺒﻮﺩﯼ ﺗﺎ ﺑﻔﻬﻤﯽ ﺣﺎﻝ ﻭ ﺭﻭﺯﻡ ﺭﺍﮐﺎﺭﯼ ﮐﻪ ﻋﺸﻘﺖ ﺑﺎ ﻭﺟﻮﺩﻡ ﮐﺮﺩ ﯾ...

ما هر دو، در این صبح طربناک بهاریاز خلوت و خاموشی شب، پا به ...

سر سبز دل از شاخه بریدم، تو چه کردی؟افتادم و بر خاک رسیدم، ت...

شوق دارم بشوم غرقِ گناهی که تویی.....این کالبد کالدر فصل عری...

به یاد دارم که یک بار مرا جویا شدی که آیا هیچ یک از متون افس...

تو خواهی رفت، دیگر حرف چندانی نمی‌ماندچه باید گفت با آن‌کس ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط