اسم فیک: عشق اجباری من
اسم فیک: عشق اجباری من
پارت: یازدهم
جونگکوک:
خیلی خیلی آروم قهوه رو برداشتم و عقب کشیدم و گفتم
جونگکوک: ممنون
مین جی:(بی تفاوت رفت نشست)
پدربزرگ مین جی: خب برید توی اتاق حرف هاتون رو بزنید
مین جی:
وای خدا دارم روانی میشم
جونگکوک:
همزمان باهم پاشدیم من پشت سرش حرکت کردم و بعدش رفتیم طبقه ی بالا و رفتیم توی اتاقش اتاق قشنگی بود همه چی مرتب و تمیز چیده شده بود اتاق بوی عطرش رو میداد تخت مرتب همچی مرتب
جونگکوک: خب
مین جی: چیه؟
جونگکوک: هیچی
مین جی:
تصمیم گرفتم بهش بگم که میخوام برم دانشگاه
مین جی: م من
جونگکوک: تو چی؟
مین جی: من دوتا خواسته دارم
جونگکوک: خواسته؟ مگه این ازدواج واقعیه؟
مین جی: در هرصورت من یه خواسته دارم و فقط تو و خانوادت میتونید این خواسته من رو انجام بدید
جونگکوک: بگو
مین جی: من دانشجو ام و برای ادامه تحصیلم به پول نیاز دارم
جونگکوک:
رفتم کنار مین جی و روی تخت نشستم کمی نزدیکش
جونگکوک: خب؟
مین جی: میخوام کمکم کنی که بتونم برم دانشگاه و ادامه تحصیل بدم این تنها خواهش و خواسته منه
جونگکوک: رشته ات چیه
مین جی: معماری
جونگکوک: هم رشته ایم
مین جی: م. میشه میشه لطفا بعد ازدواج بزاری برم دانشگاه؟
جونگکوک:
بازم یاد برادرم افتادم
وقتی هنوز موفق نشده بودیم و پول نداشتیم
چطوری بابامو التماس میکرد که بفرستتش دانشگاه بابان کل تلاشش رو کرد ولی نتونس
جونگکوک: اره کمکت می کنم
مین جی: ازت ممنونم
جونگکوک: ولی..
شرط: ۱۸ لایک ۲۰ کامنت ۸ بازنشر
پارت: یازدهم
جونگکوک:
خیلی خیلی آروم قهوه رو برداشتم و عقب کشیدم و گفتم
جونگکوک: ممنون
مین جی:(بی تفاوت رفت نشست)
پدربزرگ مین جی: خب برید توی اتاق حرف هاتون رو بزنید
مین جی:
وای خدا دارم روانی میشم
جونگکوک:
همزمان باهم پاشدیم من پشت سرش حرکت کردم و بعدش رفتیم طبقه ی بالا و رفتیم توی اتاقش اتاق قشنگی بود همه چی مرتب و تمیز چیده شده بود اتاق بوی عطرش رو میداد تخت مرتب همچی مرتب
جونگکوک: خب
مین جی: چیه؟
جونگکوک: هیچی
مین جی:
تصمیم گرفتم بهش بگم که میخوام برم دانشگاه
مین جی: م من
جونگکوک: تو چی؟
مین جی: من دوتا خواسته دارم
جونگکوک: خواسته؟ مگه این ازدواج واقعیه؟
مین جی: در هرصورت من یه خواسته دارم و فقط تو و خانوادت میتونید این خواسته من رو انجام بدید
جونگکوک: بگو
مین جی: من دانشجو ام و برای ادامه تحصیلم به پول نیاز دارم
جونگکوک:
رفتم کنار مین جی و روی تخت نشستم کمی نزدیکش
جونگکوک: خب؟
مین جی: میخوام کمکم کنی که بتونم برم دانشگاه و ادامه تحصیل بدم این تنها خواهش و خواسته منه
جونگکوک: رشته ات چیه
مین جی: معماری
جونگکوک: هم رشته ایم
مین جی: م. میشه میشه لطفا بعد ازدواج بزاری برم دانشگاه؟
جونگکوک:
بازم یاد برادرم افتادم
وقتی هنوز موفق نشده بودیم و پول نداشتیم
چطوری بابامو التماس میکرد که بفرستتش دانشگاه بابان کل تلاشش رو کرد ولی نتونس
جونگکوک: اره کمکت می کنم
مین جی: ازت ممنونم
جونگکوک: ولی..
شرط: ۱۸ لایک ۲۰ کامنت ۸ بازنشر
- ۱.۵k
- ۲۷ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط